آن زن با موتور آمد ✍🏻شهرزاد فلاح – شاید شماهم این روزها باگذر ازکوچه وخیابان ها چشم تان  به عبورومرورموتورهای رنگارنگی که راکبین آنها بانوان هستند، افتاده باشد وباافزایش تعداد بانوان موتورسوار این تصور برای شما نقش می بندد که شاید ممنوعیت آن برداشته و صدورگواهینامه موتورسواری برای بانوان آزاد شده است. البته که افزایش […]

آن زن با موتور آمد
✍🏻شهرزاد فلاح –
شاید شماهم این روزها باگذر ازکوچه وخیابان ها چشم تان  به عبورومرورموتورهای رنگارنگی که راکبین آنها بانوان هستند، افتاده باشد وباافزایش تعداد بانوان موتورسوار این تصور برای شما نقش می بندد که شاید ممنوعیت آن برداشته و صدورگواهینامه موتورسواری برای بانوان آزاد شده است.
البته که افزایش تعداد خانم های موتورسواربه کاهش خرید جامعه برمیگردد،  جامعه ای که نیمی ازآن متعلق به زنان است وبه جای  خرید خودرو وجهت کاهش هزینه و عبور و مرور راحت تر به موتورسیکلت پناه آوردند . هرچندهمگی براین امر واقف هستیم که موتورسواری بانوان ازنظر قانونی وشرعی هیچ اشکالی ندارد ،ولی افسوس که دربند یک تبصره یک خطی گرفتارشده است .آن هم چون نیروی انتظامی مسئول صدور گواهینامه موتورسیکلت می باشد درماده ۲۰ ازموارد تخلفات  رانندگی وصدور گواهینامه رانندگی باموتور یک تبصره ویک خط این ماده متذکرشده است ،(صدور گواهینامه رانندگی مردان برعهده نیروی انتظامی است) ونامی از زنان برده نشده، سرنوشت گواهینامه زنان نامشخص اعلام شده  واین درصورتی هست که موتورسواری بانوان جز تخلفات رانندگی جرم انگاری نشده است .
اگرکمی با انصاف تر به این موضوع نگاه کنیم سئوالی در ذهن مابوجود می آیدکه چرادرجامعه ای که زن ومرد دوشادوش هم ازحقوق برابر استفاده میکنند باید نگاه به زنان جنسیتی باشد؟ وچرا زنان نباید ازحقوق مساوی شهروندی بهره ببرند؟
با الناز راکب موتورسواری که بعنوان یکی ازبانوان موتورسوار شهر درحال تردد هست سخن میگویم اومیگوید: یک سالی هست که با گرفتن وام توانستم یک موتورسیکلت به  اصطلاح (پاکشتی )که ازکشتی بصورت قطعه ای وارد میکنند  بخرم و مشغول به کارشوم برای یک تولیدی کفش کارمیکنم هرصبح به انبار میروم بار راتحویل میگیرم وبه مغازه ها میرسانم ضمن اینکه برسرهرچهارراه بادیدن پلیس مجبور به فراروپناه به کوچه پس کوچه ها هستم چون پلیس اگر موتورم رابگیرد توقیف میکند ومن چون نان آور خانواده هستم مجبورم که کارکنم باهمین موتور و  اینکه این موتوردرهزینه سرویس وایاب وذهاب خانواده ام برای من مقرون به صرف بوده  اومیگوید ما قانونمندتر ازمردان رانندگی میکنیم وای کاش برای مجوز وگواهینامه موتور، دولت برای ماکاری میکرد..
چرا زن میتواند پشت ترک موتور بنشیند ولی خودش  رانندگی نکند ؟
بنظرم این تناقض قانون را می رساند که فرق بین این دوچیست؟ اصلا چرا یک آقای هیجده ساله دریک کلاس یک روزه میتواند گواهی نامه  موتورسیکلت بگیرد اما زنان به ناچار بایدبطور  چراغ خاموش آموزش موتور سواری ببینند،در حالی که  هزینه فراوان میکنند.
این درحالی ست که کشورما دارای تیم ملی موتور کراس است
بهتراست دولت ودیگر قوای مقننه بر این موضوع ورود کرده تا امنیت زنان موتور سوار برای تردد درسطح شهر تامین شود .
شاید بهتر باشد نگاهی جزئی به کشورهای آسیای میانه بندازیم کشورهایی مثل چین وتایلند، کره که زنان موتورسوار نیمی ازاقتصاد کشور را پابه پای مردان باهمین موتورسیکلت ها میگردانند فارغ ازنگاه جنسیتی والبته باقانونی سخت تر ازقوانین رانندگی موتورسیکلت درایران وشاید همین قوانین سنگین است که راه را برای راکبین زن هموار کرده است.. درچین همه موتورها باید هنگام ثبت پلاک  بیمه نامه و راکب آن دارای گواهینامه باشد  موتورهابرای کنترل کیفیت هوا باید برقی ویاشارژی باشند و  دربزرگراه ها ممنوعیت تردد موتورسیکلت وجود دارد .

ای کاش کشور ماهم با اندکی تغییر درقوانین رانندگی موتورسیکلت، آغاز به صدور گواهینامه برای بانوان میکرد ودست ازاین سکوت وتعلل برمیداشت.
زیرا زنان مامنتظر این تعلل قانون ننشستند وهم اکنون با موتورسیکلت درسطح شهر تردد میکنند  اما این تردد ممکن است به قیمت بالایی برایشان تمام شود این زنان فاقد گواهینامه رانندگی هستند چون قانون فقط به مردان گواهینامه میدهد ونداشتن گواهینامه به منزله نداشتن بیمه هم هست ویک خطای کوچک میتواند آغاز دردسرهای بزرگتری برایشان شود.

امیدوارم که دولت سکوت خود رابشکند ودراین باره تصمیم  درستی اتخاذ شود که زنان شهروند هم ازاین حق خود استفاده لازم راببرند

  • نویسنده : شهرزاد فلاح
  • منبع خبر : bozorgmehrmag.ir