مسیر سی وسه پل را به طرف خیابان آمادگاه پیاده طی می کنم تا به کوی عالم آرا می رسم هنوز تابستان حضورش را رسمی اعلام نکرده اما هوا بسیار تفدیده و گرم است سوژه ام را قبلاً پیدا کرده بودم مصاحبه با علی آقا موم کش که مدیر خیاطی مد چالوس که اردیبهشت 99 در عرض چند دقیقه خیاطی اش اثر آتش سوزی کوهی از خاکستر تبدیل شد
مسیر سی وسه پل را به طرف خیابان آمادگاه پیاده طی می کنم تا به کوی عالم آرا می رسم هنوز تابستان حضورش را رسمی اعلام نکرده اما هوا بسیار تفدیده و گرم است سوژه ام را قبلاً پیدا کرده بودم مصاحبه با علی آقا موم کش که مدیر خیاطی مد چالوس که اردیبهشت ۹۹ در عرض چند دقیقه خیاطی اش اثر آتش سوزی کوهی از خاکستر تبدیل شد . اما هر بار که گذرم به خیاطی مد چالوس می خورد ازدیدن این پیرمردهای با صفا که سالها در کنار هم کار می کردند لذت می بردم حدود ۸ نفر که به تقربیاً هم سن و سال بودند و هر بار که خواستم برای تهیه مصاحبه اقدام کنم مشکلی پیش می آمد که نمی شد اما خبر آتش سوزی خیلی زود از طریق فضای مجازی دست به دست شد و به من رسید و تلوزیون هم خبر را پوشش داد به محل مغازه ی قبلی که رسیدم نوشته ی بنری که سردر آن چسبانده شده بود مرا به ۵۰ متر جلوتر در پاساژ آزادی راهنمایی کرد خودم را به آرامی به آنجا رساندم مغازه شان کوچک بود و علی آقا طبق معمول با گشاده رویی پذیرای من بودند و این طور با من گفتگو کردند:
پدرم مرحوم حسین موم کش در سال ۱۳۳۲ این خیاطی را تاسیس کردند و چون در آن سال ها شرکتی بود که حریرهای مرغوبی با نام مد چالوس تولید می کرد نام این خیاطی را مد چالوس گذاشتند من و برادرم رضا از همان کودکی کار پدر را پیشه کردیم و سالها در محضراشان آموختیم تا اینکه از سال ۱۳۶۰ پس از فوت پدر مدیریت اینجا به عهده من و برادرم ادامه پیدا کرد تا روز حادثه آن روز ما در مغازه بودم اما جلوی مغازه را به یک شلوار فروشی زنانه اجاره داده بودم و ظاهراً شاگرد ایشان در حال گرم کردن غذا بودند که اجاق گاز آتش می گیرد و در عرض چند دقیقه همه ی زندگی مان نابود می شود نکته اینجاست که آتش نشانی بعد از ۴ دقیقه خودشان را به جلوی پارکنیگ افتخار رساندند اما چون از طریق میله های قطوری راه بسته بود مجبور شدند برگردند و از دروازه دولت خودشان را به محل برسانند که آنهم متاسفانه چون قفل نرده ها و میله های لاین غربی زنگ زده بود و قفل باز نمیشد و ظاهراً مجبور شدند میله ها را ببرند که همین کار چون ۲۵ دقیقه طول کشید کل مغازه با ۳ مغازه دیگر در آتش سوخت
متاسفانه وقتی هم که بچه های آتش نشانی رسیدند شیلنگ آب کوتاه بود و چند دقیقه دیگر هم برای وصل کردن اتصالات آن طول کشید و خسارت ۲ میلیارد تومانی برای ما به بار آورد و همین که چند نفر که نان سر سفره زن و بچه یشان می بردند بیکار شدند . این همه ی ماجرا بود و حالا هم برای بازسازی و احیای اینجا وقتی به شهرداری مراجعه کردیم هزینه ی میلیاردی از ما بابت پروانه ساخت طلب کردند که در توان من نیست بجای اینکه حمایت کنند تا دوباره بتوانم کارگاه ام را سرپا کنم و همکارانم که سالها با آنها کار کرده ام را مجدد به سرکار بیاورم چنین تقاضای را ازمن که حالا زندگیم در آتش سوخت دارند با این توضیحات با این که حالم خیلی گرفته بود و نگران این بودم که اگر خدای ناکرده مشکلی مثل برای کسب و کار دیگری درهمین حوالی بیافتد راهی دفتر شدم .
اما قصه به همین راحتی نیست وعدم درایت شهرداری اصفهان و مقصر نبودن ماشین آتش نشانی در محدوده میدان انقلاب تا دروازه دولت و مسدود بودن بسیاری از راه ها برای ورود ماشین آتش نشانی بدجوری روی مخ آدم اسکی می رود و سوال اینجاست که چرا برای چنین موضوع مهمی تدبیری اندیشیده نشده اگر چنین حادثه مشابهه ای رخ بدهد چه کسی باید جوابگر باشد .
عدم مدیریت شهری در کلان شهری مثل اصفهان که سرآمد همه ی شهرهای ایران است جای بسی تأسف دارد و فقدان دیدگاه کارشناسی تخصصی در سطح مدیران شهری علامت سوال . اگر سازه ها و ساختمان های دیگر این محدوده خدای ناکرده دچار حریق شود دوباره باید خانواده های از کار بیکار شوند و کسبه ای شریف از زندگی ساقط ؟ تازه بجای همیاری ، کمک و دلجویی از کم کاری خود سنگ جلویی پای شان باید گذاشت ؟بیاید اشتباهات مان را بپذیریم این جا شهری اصفهان است الگوی بسیاری از شهرهای ما چشمها را بشوریم و جور دیگر ببینیم این شهر مدیر لایق و با کفایت کم ندارد که هیچ حتی می تواند به بسیاری از استان ها و شهرها هم صادر کند و کم نیستند .
مدیران لایق و کار بلدی که در همین مدیریت شهری مشغول به فعالیت هستند اما عاقل آن است که علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد چون با یک نگاه حتی غیر کارشناسی هم می توان دید که چهارباغ عباسی حد فاصل میدان انقلاب تا دروازه دولت تقربیاً دارای بافتی قدیمی است که در بسیاری از موارد آن هیچ استانداردی رعایت نشده است ودرصورت بروز مشکلات اینچنینی خسارت جبران ناپذیری به بار خواهد آورد که تمام رسته های خوب و قشنگ مدیریت شهری را پنبه خواهد کرد .
لازم است برای خیابان نگین شهر گنبد های فیروزه ای تمهیداتی ارزنده و درست اندیشییده شود تا هیچ وقت چنین حوادثی روی زندگی اقشار آسیب پذیر و مظلوم تأثیر گذار نباشد .
- نویسنده : افشین شیخ حسنی
- منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر
https://bozorgmehrmag.ir/?p=156
Thursday, 28 May , 2026