عبدالله اسفندیاری که از سال ۶۲ تا ۷۲ مدیر بخش فارابی به مدت ۱۰ سال بود. او در گفت وگو با فریدون جیرانی در برنامه  اینترنتی سی و پنج درباره حاشیه های جالب سینمای ایران در دهه ۶۰ اشاره کرده است . درباره چالش هایی که بر سر فعالیت فردین و ایرج قادری و سعید […]

عبدالله اسفندیاری که از سال ۶۲ تا ۷۲ مدیر بخش فارابی به مدت ۱۰ سال بود. او در گفت وگو با فریدون جیرانی در برنامه  اینترنتی سی و پنج درباره حاشیه های جالب سینمای ایران در دهه ۶۰ اشاره کرده است . درباره چالش هایی که بر سر فعالیت فردین و ایرج قادری و سعید راد وجود داشت و حاشیه های سیاسی فیلم هایی مثل اجاره نشین ها و شب های زاینده رود . خلاصه این گفت و گوی جذاب را بخوانید .

اسفندیاری درباره ممنوع الکاری برخی از چهره های سینمایی که قبل از انقلاب مشهور بودند گفت در توان مدیران نبود که این ممنوع الکاری را بردارند . البته برای برخی اقداماتی شد تا به سینما باز گردند مثلا در هنگام ساخت فیلم عقاب ها سعید راد در این فیلم بازی کرد و فارابی نیز از این مسئله حمایت کرد و من فقط به آقای مزینانی ، تهیه کننده فیلم ، گفتم که سعید راد برای سینمای ایران مهم است و حیف است که وی را از دست بدهیم . کاری نکنید که بدخواهان سینما به این فیلم حساس شوند و تبلیغات خود را روی سعید راد متمرکز نکنید اما متاسفانه تبلیغاتی وسیعی که مزینانی انجام داد باعث شد گروه هایی که از آن زمان سینما را قبول نداشتند و امروز نیز همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند ، به مسئله حساس شوند . به دنبال فشار گروه های تندرو کسی دیگر جرات نکرد بعد از فیلم عقاب ها با سعید راد همکاری کند و این عدم همکاری به ممنوع الکاری تشبیه سد در حالیکه ماهیچ هنرمندی را ممنوع الکار نکردیم زیرا مثلا یکی از کسانی که از بازی سعید راد تقدیر می کرد و وی را بازیگر خوبی می دانست ، سیف الله داد بود . تا سال ۶۱ به دلیل شرایط انقلاب و شلوغی های آن زمان زیاد به سینما توجه نمی شد و شاهد بودیم که مثلا سعید راد در فیلم های همچون طوفان و دادشاه بازی کرد و هیچ مشکلی به وجود نیاورد اما از اواخر سال ۶۱ از زمان ساخت فیلم برزخی ها گروهی از تندروها شروع به فشار آوردن بر سینمای ایران کردند و مدعی شدند که دوباره طاغوت در حال برگشتن به سینما است . کسانی در آن زمان علیه سینما در روزنامه هایی همچون کیهان مطلب می نوشتند که امروز در خارج از کشور هستند .

  • مدیر فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی دردهه ۶۰ با اشاره به وضعیت سینما در جریان انقلاب اسلامی گفت : اگر حضرت امام آن جمله معروف را در سینما نگفته بود که ما با سینما مخالف نیستم بلکه با فحشا مخالفیم و بعد تاییدی که ایشان بعد از تماشای فیلم گاو در سال ۶۲ انجام دادند ، نبود ، عده ای بنا را بر این گذاشته بودند که سینما را نابود کنند . در بدنه سینما نیز گروهی تمایلات چپ داشتند که انقلابی محسوب می شدند و نمی خواستند گروهی از بازیگران در سینما حضور داشته باشند . ما فیلم ایرانی را قبول داشتیم اما فیلم فارسی را قبول نداشتیم زیرا معتقد بودیم فیلم ایرانی ، فیلم سالمی است مانند فیلم پرستو ها به لانه برمی گردند ساخته مجید محسنی که دردهه ۶۰ ساخته شد اما همان زمان علیه این فیلم نیز جنجال به پاشد
  • در آن سال ها گروه های تندرو مفاهیمی را از فیلم ها و سریال ها استخراج می کردند تا سینما و تلویزیون را تحت فشار قراردهند .مفاهیمی که به هیچ عنوان هدف فیلم ساز نبود . در آن سال ها سریال هایی مانند مثل آباد ، هزاردستان ، سلطان و شبان ، سربداران ساخته می شد که امروز نیز سریال های خوبی است . ما درحال ساخت سریال سلطان و شبان بودیم اما گروهی می گفتند که این سریال طعنه به جمهوری اسلامی است و سلطان و شبان آنکه امروز سلطان از کشور خارج شده و شبان حکومت را در دست گرفته است . در همان جلسه که این مسئله مطرح شد ما اعلام کردیم اگر واقعاً اعتقاد شما به این تفسیر درست است پس چرا سازندگان سریال را به زندان نمی برید ؟
  • حتی در زمان نمایش فیلم اجاره نشین ها نیز از طرف مجلس شورای اسلامی به وزارت ارشاد برای اکران این فیلم تذکر کتبی داد و خواستار خارج کردن این فیلم از مرحله اکران شد و اما ما مقاومت کردیم و فیلم به نمایش درآمد .
  • حتی مرحوم فردین نیز تلاش های زیادی شد تا بتواند به سینما باز گردد و قرار بود فردین در سریال میرزا کوچک خان بازی کند اما خودش این پیشنهاد را قبول نکرد و به نظر من اشتباه کرد .
  • برخی کارگردان ها مانند ساموئل خاچیکیان که مسیحی بودند به ما مراجعه می کردند و با اشاره به اینکه نهج البلاغه را خوانده و دوست دارد ابراز علاقه کرده فیلمی با مضمون نهج البلاغه بسازد که ما نه تنها مخالف نکردیم بلکه به وی امیدورای نیز دادیم و اینکه گفته می شود خاچیکیان بعد از ساخت فیلم یوزپلنگ ممنوع الکار شده بود صحت ندارد .
  • من به ایرج قادری گفتم که شما تکنیسین خوبی هستید و نبض تماشاچی را می شناسید اما ما با فیلم فارسی مخالفیم و فیلم فارسی از نظر ما اثری است که در آن تحولات به صورت ناگهانی بدون منطق و در یک فضای به شدت احساسی صورت می گیرد وتقدیر گرایی درآن پررنگ است .ما به ایرج قادری که فیلم خوب و پرفروشی بساز و ما با آن مخالف نیستیم اما نباید این فیلم ویژگی های فیلم فارسی داشته باشد و بعدها فلیم هایی همچون  تاراج و می خواهم زنده بمانم را ساخت که آثاری قابل قبول است . البته هر چند در دوره ما ایرج قادری فیلم نامه ای را که باید می آورد نیاورد اما ما هرگز وی را ممنوع الکار نکردیم بلکه گروهی که تمایلات روشنفکرانه داشتند و معتقد بودند تماشاچی نباید در سینما احساساتی شود با فیلم های وی مخالف بودند .
  • نگرانی که از به وجود آمدن دوباره فیلم فارسی در کشور وجود داشت و فیلم فارسی را فیلم سهل انگارانه و بساز بفروشی می دانستند ؛ اعتقاد داشتند که تیپ سازی جمشید هاشم پور (آریا) تبدیل به کلیشه ای شود که سینما را به سمت ابتذال ببرد به همین دلیل از هاشم پور خواستیم که دیگر با سر تراشیده در فیلم ها بازی نکند هر چند با آمدن جناح راست وی دوباره اجازه پیدا کرد با سر تراشیده در فیلم ها بازی کند .
  • ما هرگز به بهرام بیضایی نگفتیم که برای ساخت فیلم مسافران از سوسن تسلیمی استفاده نکند و حضور وی در فیلم هایی همچون طلسم و مادیان گواه این حرف من است . فیلم مسافران با حمایت کامل بنیاد سینمایی فارابی ساخته شد و در زمان تدوین آن بهرام بیضایی ، کمردرد داشت و ما میز مویلا که برای تدوین و بسیار سنگین بود را برای اولین بار به منزل یک کارگردان بردیم و بیضایی در منزل فیلم را تدوین کرد .
  • مبتکر درجه بندی در سینما در آن دهه من بودم البته این طرح در بنیاد مطرح شد و بعد از بررسی اجرا شد هدف ما با اجرای این طرح بود که مردم را به سمت تماشای فیلم های خوب هدایت کنیم و از فیلم هایی همچون جاده های سرد ساخته جعفری جوزانی در برابر فیلم های ضعیف که بعضا با استقبال مواجه می شدند حمایت کنیم .
  • مخملباف آن زمان با ما مشکل داشت و حتی در فیلم سینمایی سه اپیزودی دستفروش متلک هایی به ما گفته بود و طعنه هایی زده بود اما همزمان گرایش داشت که از حوزه هنری خارج شود و در فارابی کار کند و اعلام کرده بود به شرطی حاضر به حضور در فارابی است که من از فارابی رفته باشم .مخملباف بعدها دو فیلم شب های زاینده رود و نوبت عاشقی را کارگردانی کرد که در جشنواره فیلم فجر مخالفین و موافقین جدی داشت البته بعد از جشنواره به شورای پروانه نمایش ارائه شد ولی من در صورت جلسه بررسی فیلم نوبت عاشقی نوشتم که با توجه به زیر ساخت های فلسفی فیلم با این فیلم موافقم ولی معتقد بودم که باید محل اپیزودها تغییر کند تا معنی منفی فیلم عوض شود . اما فیلم رد شد و علیه مخملباف مقاله های بسیاری در روزنامه نوشته شد که یکی از تندترین آن ها مقاله ای بود که مهدی نصیری با امضای نصرآباد نوشت .فیلم شب های زاینده رود نیز با اندکی اصلاح پروانه نمایش گرفت : اما نمایش داده نشد .
  • من به عنوان مدیر بنیاد سینمایی فارابی در پشت صحنه فیلم عروس حاضر نشدم بلکه من با بهروز افخمی فامیل بودم و به همین دلیل با خانواده به پشت صحنه این فیلم رفتم . اینکه گفته می شود من به دلیل پینگ پنگ بازی کردن پورعرب و نیکی کریمی به آن ها تذکر داده ام صحیح نیست و چنین چیزی را به یاد نمی آورم و حتی اگر دیده بودم نیز تذکر نمی داد و خودم با آن ها بازی می کردم .
  • ما گاهی در پشت صحنه فیلم ها هنگامی که سینما گران حضور داشتند و فیلمبرداری تمام شده بود دریک محفل دوستانه حتی آواز نیز برای آنها می خواندیم البته مسائل اخلاقی آن زمان مهم بود اما نگاه ما این بود که این مسائل علنی نشود . زیرا هدف ما محافظت از سینما بود و یکی از راه های محافظت این بود که اشتباهات را علنی نکنیم بلکه به خود فرد تذکر بدهیم .
  • امروز شرایط حریم خصوصی برای بازیگران بسیار شده است مثلا جمشید مشایخی به من گفت که من دیگر حتی در یک جشن تولد و یا مراسم نوه خودم نیز شرکت نمی کنم زیرا می ترسم در آنجا چند زن و مرد شادی کنند و بعد ناگهان نیروی انتظامی بیاید و آن ها را بگیرد و فردا در روزنامه ها بنویسند و فلان بازیگر مشهور سینما در یک میهمانی بازداشت شد .

 

  • نویسنده : افشین شیخ حسنی
  • منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر