سینما: مرسده محمدی – در محیطی ساده و صمیمی با هماهنگی بچه های نازنین انجمن به گفتگو با همایون اسعدیان نشستیم . از سینما گفتیم و اصفهانی بودنش و ارتباط این دو .
در محله ی احمد آباد ، کوچه ی مهرگان به دنیا آمده . پنجاه و هشت ساله است اما هنوز هم وقتی در چهارباغ قدم می زند و نسیم خوش از بین درختان بر صورتش می خورد خیالش به کودکی پر می کشد به آن وقت ها که هفت ساله بود و دست در دست پدر و مادرش در چهارباغ قدم می زد . همان وقت که به خاطر انتقال کار پدر به تهران مجبور شدند برای همیشه بارسفر ببندند و به آنجا مهاجرت کنند .
مزه ی دلچسب فرنی و شیره هنوز هم برایش یادآور زمان شیرین دورهمی است . بوی خوش بریانی که به مشامش می رسد او را با خود به سال های دور می برد و همه ی اینها آنقدر برایش خوش آیند و جذاب است که با کوچکترین بهانه ای عزم سفر می کند . زحمت ۵-۶ ساعتی رانندگی بین تهران و اصفهان را به خودش می دهد تا به زادگاهش بیاید .
مهم برایش اصفهان است با همه ی خاطرات این سال ها و این بار بهانه ، ورکشاپ دو روزه ی کارگردانی است که به همت سید مهدی طباطبایی رئیس انجمن سینمای جوان اصفهان برگزار شده است .
– آیا اصفهانی بودن تأثیری روی کارتان گذاشته یا نه ؟ فکر نمی کنید اهل اصفهان بودن باعث شده شما باذوق تر باشید ؟
یه شعر از شاملو هست که می گوید جخ امروز از مادر نزاده ام عمر جهان برمن گذشته است
ما هر سنی که داریم ۳۰ یا ۵۰ سال میزان عمرفرهنگی مان آن نیست ما ۲۰۰۰ سال را با خودمان یدک می کشیم . بدون اینکه بدانیم و فکر کنیم تأثیر حمله مغول ، اعراب و … بر روی ما همه هست . هر کدام ما امروز پشتوانه ی فرهنگی مان همان پشتوانه ی تاریخی مان است . مسلما ً فرهنگ من از این شهر با شهر دیگر فرق می کند حتی اینکه من در چه خانواده ای به دنیا آمده ام روی فرهنگ من تأثیر می گذارد . مثلا ً اگر من اهل تبریز بودم با حالا که اهل اصفهانم فرهنگ و نوع نگاهم به جهان فرق می کند . چیزهایی که در کودکی و نوجوانی ما می گذرد بدون اینکه به آنها فکر کنیم روی ما تأثیر می گذارد و در فیلم هایمان هم ناخودآگاه خودش را نشان می دهد ، هرچند ما به آنها فکر نکنیم . یادم هست برای فیلم بوسیدن ماه مرا دعوت کردند به دانشگاه جامعه شناسی و هر کدام از اساتید آنجا از نشانه های مختلف جامعه شناسی این فیلم حرف زدند . حالا من به این نشانه ها نه اینکه فکر نکردم و از دستم در رفته باشد نه اما یک بخش از من در فیلم ناخودآگاه اثر می گذارد که به آن فکر نمی کنم و بخشی خودآگاه است که فکر کرده ام . اینکه من کجایی هستم و تحصیلاتم چیست مسلما روی فیلم تأثیر می گذارد که پیدا کردنش کار من نیست ، یادم هست در پایان آن جلسه گفتم کنجکاو شدم فیلمی را که می گویید ببینم احتمالا ً فیلم خوبی است و همه ی سالن خندیدند .
اینکه چون اصفهانی هستم باذوق ترم باید بگویم نگاه ناسیونالیستی نکنیم البته که ما در سینما کارگردانان خوش ذوق اصفهانی زیادی داریم یعنی اصلا کارگردان اصفهانی زیاد داریم . نمونه اش اصغر فرهادی ، بهمن فرمان آرا یا اصلا برای این شهر خود کیومرث پور احمد کافی است . این تنها در سینما نیست در موسیقی و مکتب ادبی هم در ۵۰ سال گذشته آدم های شاخص اصفهانی زیادی داریم اما این بدین معنا نیست که لزوما این طور هست و می ماند ، امیدواریم بماند اما دراین مقطع بستر فراهم بوده و این اتفاق افتاده است . معنایش این نیست که لزوما ً در ۳۰ سال آینده هم همین طور باشد . اما اصفهانی بودنم حتما ً روی ذوق و سلیقه ام تأثیر داشته لکن میزان این تأثیر و پیدا کردن آن با من نیست .
– چرا شما هم مانند دیگر کارگردانان اصفهانی در اصفهان فیلم نمی سازید ؟ کسانی مثل برادران بانکی یا آقای غلامرضا آزادی و …
من اولین فیلمم ، نیش را در اصفهان ساختم . قبل از آن هم دستیار مجید جوانمرد در دستمزد بودم که در اصفهان کار کردیم . قبلا که دوستان در شهرستان ها فیلم می ساختند به این خاطر بود که از نظر اقتصادی این کار به صرفه بود اما در حال حاضر به لحاظ اقتصادی به صرفه نیست که در شهرستان فیلم بسازی . کسانی که شما مثال می زنید مثلا آقای بانکی امکاناتی در اصفهان دارند که از نظر اقتصادی برایشان می ارزد در اصفهان کار کنند این لزوما حس ناسیونالیستی و علاقه به اصفهان نیست ، اگر نگاه کنید موضوع فیلم هایشان هم اصفهان نیست و داستان فیلم می تواند در هرجایی اتفاق بیفتد . فیلم ها و فیلمسازان دیگری هستند که فیلم هایی با موضوع اصفهان دارند مثلا فرش باد کمال تبریزی که تخریب خانه های باستانی و فرش بافی در اصفهان را سوژه قرار داده از این قبیل فیلم هاست.
حامد بهداد اولین فیلمش را در فیلم “آخر بازی ” من انجام داد
– در مورد خودتان صحبت کنیم و چگونگی ورودتان به سینمای حرفه ای ، شما با عکاسی فیلم کارتان را آغاز کردید چه شد که به سمت کارگردانی فیلم رفتید ؟
بله من با عکاسی فیلم وارد سینما شدم امابه نیت کارگردانی آمده بودم . غیر از دوره ی فیلمسازی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دیده بودم برای تحصیلات به دانشگاه هنرهای دراماتیک رفتم و در آنجا سینما خواندم . نیتم این بود که کارگردان شوم اما باید به یک طریقی ابتدا وارد سینما می شدم . همه فکر می کنند زمانی که ما وارد سینما شدیم کار راحت بود و الان سخت است ، نه . خود من سه سال تمام جان کندم تا به عنوان عکاس فیلم مرا پذیرفتند . بعد از آن بالای ۲۰ فیلم عکاسی کردم و بعد دستیار کارگردان شدم و همزمان چند فیلم عکاسی و دستیاری کردم . مدیر تولید هم بودم و تازه اولین فیلمی که ساختم فیلمی نبود که دوست داشتم بسازم . من نیش را ساختم تا برادری ام را ثابت کنم . بعد از آن باز سه سال فیلم نساختم ، حدود ده تا فیلم مثل نیش به من پیشنهاد شد اما من رفتم مشاور آقای ایرج طهماسب در کلاه قرمزی و پسرخاله شدم و مشاور خانم برومند در الو الو من جوجوام که فیلم نسازم . مقاومت کردم تا رسیدیم به مرد آفتابی که از جنس سینمایی متفاوت با نیش بود . می خواستم از ذهن ها پاک شود همایون اسعدیان نیش ساخته و به سینمای مورد علاقه ی خودم برسم . همه ی اینها خیلی سخت بود ، نه پولی داشتم که خودم فیلمم را بسازم و نه حمایت دولتی داشتم .
– می دانم شما گاه گاهی چهره ای به سینما معرفی می کنید مثل آقای حامد بهداد و … آیا برای هر کسی این کار را انجام می دهید ؟
بله حامد بهداد اولین بازی اش را در فیلم آخر بازی من انجام داد به جز او بقیه مثل خانم شیرین یزدان بخش که نقش احترام سادات فیلم بوسیدن روی ماه را بازی می کند از علاقه مندان تاتر و بیننده ی حرفه ای تاتر هستند و یک نقش هم قبل از آن برای آقای محسن عبدالوهاب بازی کرده بودند ، آزاده صمدی یک کار کوچک کرده بود اما در سریال راه بی پایان دیده شد . هومن سیدی هم چند کار بازی کرده بود اما با سریال من دیده شد . نگار جواهریان کار کرده بود اما با طلا و مس انگار که تازه دیدنش . در واقع این استعداد از خودشان بوده اما ما موقعیتی فراهم کرده ایم که دیده بشوند . این نیست که ما کار خاصی کرده باشیم آنها این توانایی را داشتند حالا موقعیتی پیش آمده و خودشان را نشان می دهند . من برای هر کسی این کار را می کنم باید موقعیتش فراهم بیاید . مثلا ً نگار جواهریان صورت رنگ پریده ای دارد و هیکل خاص و قد بلندی ندارد هرچند چهره اش خاص است اما او برای نقش زن فیلم طلا و مس فوق العاده بود . بهروز شعیبی هم دستیار کارگردان بود و برای سید رضای فیلم طلا و مس خوب بود . باید نسبت به موقعیت هر نقش ، آن بازیگر و هر کسی حتی نابازیگر به آن نقش بخورد تا بتوان کاری کرد .
– حالا که کمک می کنید برای بچه های علاقه مند به سینما در اصفهان چه کاری می توانید انجام دهید یا اصولا ً چه کاری می توان برای پیشرفت این بچه ها کرد ؟
واقعیتش این است که هیچ کاری نمی توان کرد . ! متأسفانه در کشور ما همه چیز در تهران متمرکز شده است . نه تنها سینما ، در خیلی از بخش ها تمرکز در تهران است و اگر بخواهی رشد کنی باید در آنجا حضور پیدا کنی . شما ببینید ارشاد در همه ی استان ها هست از آن بدتر صدا و سیما با بیش از حداقل ۵۰۰ ، ۶۰۰ نفر کارمند در تمام مراکز استان ها کار می کنند ، اما چه کار می کنند ؟ هیچ تولید فیلم و سریالی دارند ؟ نه . هر کدامشان یک آلاچیق درست کرده اند و فقط یک برنامه ی زنده ی شبانه برای مردم پخش می کنند که راحت ترین و ارزان ترین کار است . همه شان مثل کارمند می آیند و می روند و این جای تأسف دارد . خب بچه های اصفهان ، شیراز ، مشهد و … که شاید بااستعدادتر از بچه های تهران هم باشند سریک دو راهی قرار می گیرند یا باید از اینجا بکنند و به تهران بیایند که آیا بشود یا نه ؟ یا اینکه اینجا بمانند و سرخورده شوند و بروند دنبال یک کار دیگر و این خیلی تلخ است .
البته تلاش های پراکنده ای هم می شود که من در ده ، پانزده سال گذشته در جریان آنها بوده ام اما اینکه یک جوان اصفهانی با یک فیلم سینمایی در اصفهان بخواهد خودش را مطرح کند این طور نشده . و این به خاطر تمرکزی است که در تهران است ، تمام مراکز فیلمسازی ، دفاتر ، استودیوها و امکانات در تهران است و این نیاز به بستر سازی دولت دارد که این مرکزیت را بین لااقل چند استان بزرگ پخش کند . چند سال قبل که احسان عبدی پور فیلم تنهای تنهای تنها را در بوشهر ساخت خب این نشان داد این استعداد در همان جا می تواند چه فیلمساز خوبی باشد اما نیاز به امکانات دارد که کار کند ، در همه ی شهرهای بزرگ ما همین طور است ما عملا ً اینها را سرخورده می کنیم تا به تهران بیایند که آیا بشود یا نشود .
سوتیتر:
- جوانان فیلمساز اصفهانی نمیتوانند خودشان را در اصفهان مطرح کنند.
- همه سینما در تهران متمرکز است
- می آیم اصفهان بریان میخورم؛در چهارباغ قدم میزنم ، حال میکنم و برمیگردم.
به نظر من ارتباط بین نسل شما و نسل های بعد هم در این زمینه موثر است . تلاش شما برای اینکه پل بزنید بین نسل خودتان و نسل های بعد چقدر است البته می دانم که خواستنی هم باید از طرف نسل جدید باشد .
ببینید یک چیزهایی فردی است ،با حرکت های فردی هم هیچ اتفاقی نمی افتد . می توانید از دوستانی که در تهران هستند بپرسید من به شخصه رابطه ی به شدت نزدیکی با کسانی که قصد ورود به عرصه ی سینمای حرفه ای را دارند برقرار می کنم . از کمک کردن در ساختن فیلم ، مشاوره فیلمنامه و حتی اگر کمکی در ارشاد از دستم بربیاید انجام می دهم . از این جهت خیلی مراجعه کننده دارم که خیلی هم وقتم را می گیرد اما خوشحالم از کاری که انجام می دهم چون این کار از دستم برمی آید و فکر نمی کنم اینها می آیند جای مرا بگیرند . ولی این یک کار فردی است و من دل خودم را خوش می کنم که با نسل بعد و حتی سه نسل بعد از خودم هم ارتباط دارم و بینمان پل زده ام . من وقتی می بینم سعید روستایی بیست و چند ساله می آید و ابد و یک روز می سازد خیلی خوشحال می شوم چون می بینم او از بیست و چند سالگی من خیلی جلوتر است و این یعنی رشد سینمای ایران ، این به معنی این است که نسل بعدی ما از ما با استعدادتر و خلاق تر است . اما به صورت فردی نمی توان خیلی کار کرد و حرکتمان در دایره ای محدود است پلی که بین نسل ها باید زد و کاری که باید انجام شود به صورت جمعی مفید و موثر واقع می شود .
– اگر این حرکت جمعی نباشد به طور حتم در سینما که بخش عمده ای از مهارت هایش تجربی است و باید از نسلی به نسل دیگر منتقل شود بین نسل ما و شما شکاف می افتد ، به نظرتان علت این شکاف چیست ؟
این ما و شما کردن کار را خراب می کند . خود من تصورم این بود که وقتی من وارد سینما می شوم نسل قبل از من می رود اما این طور نبود . بعداً فهمیدم در سینما کات وجود دارد زندگی کات نمی شود ، در زندگی دیزالو است که معنی می دهد . نسل ها در هم ادغام می شوند . یک روز می بینی دستیار کسی شده ای که فکر می کردی جای او را می گیری این طور نیست که او برود او هم دارد کار می کند ، هر کسی جای خودش را دارد . الان نسل جدید هم همان نگاه من را به سینما دارد . نسل جدید می گوید ما آمده ایم و یک نگاه جدید به سینما داریم و این نسل قبل همه دمده هستند و باید بروند ، این اتفاق نمی افتد . راهی جز همکاری با همدیگر و دیزالو شدن نداریم . نسل قبل همکاری می کند تا نسل جدید بیاید و این همکاری و خواستن هم دو طرفه است . نگاهمان باید این طور باشد که همه ی ما اهالی سینما ، یک خانواده هستیم نسل قبلی کم کم دیزالو می شود و نسل بعدی دیده می شود .
– در ورکشاپ گفتید که اگر شهر دیگری دعوت شده بودید نمی رفتید ؟ چرا ؟
درست است اگر به جای آقای طباطبایی ( رئیس انجمن سینمای جوان اصفهان ) کس دیگری مثلا ً از شیراز یا هر شهر دیگری زنگ می زد که با هواپیما بیا و … نمی رفتم . اسم اصفهان که می آید به خودم می گم خیلی خوبه دیگه ، یک روز با ماشین خودم می رم و برمی گردم . می رم اصفهان یه بریانی می خورم ، توی چهارباغ قدم می زنم ، می پلکم ، چند ساعتی حال می کنم و برمی گردم . مثلا برای افتتاح سینما فلسطین که آمدم ساعت ده صبح راه افتادم سه اینجا بودم ، قدم زدم و خاطراتم زنده شد . بریان خوردم ، پیاده رفتم بازار قیصریه و میدان کهنه و خیابان حافظ هم یک فرنی و شیره خوردم و آمدم سینما ، یک ساعتی بودم و برگشتم . خب این خیلی خوب است . اگر یک روزه بیایم به فامیل خبر نمی دهم اما اگر طولانی تر بیایم شب پیش فامیل می مانم .
– مشخص است که اصفهان را خیلی دوست دارید ( می خندد ) ارتباط تان با بقیه ی فیلمسازان و همکاران اصفهانی درسینما چطور است ؟
خوب است بیشتر همکاری است در این ارتباط ارق اصفهانی وجود ندارد . مثلا ً ما در تهران محفل کرمانشاهی های مقیم تهران داریم اما اینکه ما هنرمندان اصفهانی دور هم جمع شویم و گپ بزنیم و …. نداریم . انگار اصفهانی ها یکدیگر را خیلی تحویل نمی گیرند ، رابطه ی ما بیشتر کاری است .
– نظر شما درباره ی ساخت یک فیلم با لهجه ی اصفهانی چیست ؟
لهجه ی اصفهانی اشکالش این است که همه وقتی می شنوند فکر می کنند باید بخندند . ( می خندد ) باور کن جدی می گم ، انگار که این لهجه یک لهجه ی کمدی است . یعنی اگر به من بگویند در اصفهان درام بساز با لهجه ی اصفهانی می گویم نمی شود ، هرچند موضوعات مردم اصفهان خنده دار نیست و آنها هم سختی های خودشان را دارند اما درام نمی شود ساخت . مرحوم ارحام صدر هم درست فهمیده بود که در قالب طنز کار می کرد . این لهجه انگار جدی نیست ، لهجه ی درام نیست .
– در پایان بگویید آخرین سمتی که الان دارید چیست و کمی هم از آخرین فیلمی که ساخته اید بگویید .
فعلا ً رئیس شورای صنفی نمایش هستم . آخرین فیلمم که قبل از عید ۹۵ فیلمبرداریش به اتمام رسید یک روز بخصوص نام دارد . بازیگران آن از هنرپیشه های حرفه ای کشور هستند . آقای مصطفی زمانی ، فرهاد اصلانی ، محسن کیایی و خانم پریناز ایزدیار در فیلم بازی کرده اند . فیلم الان در مراحل پایانی ساخت موسیقی است و برای نمایش در جشنواره ی فجر سی و پنجم آماده می شود .
سوتیتر:
- نسل جدید نگاهی نو به سینما دارند و همه اهل سینما یک خانواده هستیم.
- انگار که لهجه اصفهانی یک لهجه کمدی است.
- وقتی می بینم سعید روستایی جوان می آید و “ابد و یک روز” را می سازد خیلی خوشحال می شوم.
Thursday, 28 May , 2026