در این روزهای خاکستری و ویروسی این‌قدر از گرانی‌ها حرف زده شده و این‌قدر شنیده نشده که به نظرم سکوتمان همان می‌شود که سرشار از ناگفته‌ها بماند. اما صحبت قاچاق دارو و نبود حیاتی‌ترین آن یعنی انسولین را نمی‌شود نگفت. در این میان حرف‌های رئیس‌جمهورمان هم بسیار شنیدنی است! در باب اینکه ما از هر […]

در این روزهای خاکستری و ویروسی این‌قدر از گرانی‌ها حرف زده شده و این‌قدر شنیده نشده که به نظرم سکوتمان همان می‌شود که سرشار از ناگفته‌ها بماند. اما صحبت قاچاق دارو و نبود حیاتی‌ترین آن یعنی انسولین را نمی‌شود نگفت.

در این میان حرف‌های رئیس‌جمهورمان هم بسیار شنیدنی است! در باب اینکه ما از هر کس می‌توانیم اسلحه بخریم و به هر کس هم می‌توانیم اسلحه بفروشیم! واقعا شنیدنی نیست؟!!! درحالی‌که هرروز قیمت اقلام اساسی و حیاتی مردم نایاب می‌شود و در صورت موجودبودن چندین برابر است، خریدوفروش اسلحه برای مردم گرفتار در تورم صددرصدی و گرانی‌های بی‌دروپیکر چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟

جناب رئیس‌جمهور این چه مملکت‌داری است؟ کشور را رها کرده‌اید و مردم در تأمین مایحتاج خود مانده‌اند. در همین چند ماه اخیر که مجلس انقلابی هم در رأس کار آمد، چرا هیچ نظارتی نه از مجلس و نه از دولت برای توزیع درست کالا با قیمت متعادل و مصوب صورت نمی‌گیرد؟ چرا سازمان حمایت از مصرف‌کننده به گوشه‌ای رانده ‌شده و حق هیچ‌گونه دخالتی ندارد؟ خودتان را به خواب زده‌اید؟ اشتباه تاریخی رژیم گذشته را تکرار می‌کنید که صدای مردم انقلابی را می‌شنید اما مشاورانش به او گفتند که این صدای نوار است! ناله‌ها و زجه‌های مردم را نمی‌شنوید یا مشاورانتان به شما هم گفته‌اند این صدای نوار است؟!

در این میان بعد از چند ماهی که از روی‌کارآمدن مجلس جدید و حواشی درباره خودروها و حقوق‌های چند صدمیلیونی نمایندگان مردم گذشته، با توجه به ابزار نظارتی بازرسی و تحقیق و تفحص هنوز هیچ اقدامی برای برقراری ثبات در اوضاع نابسامان اقتصادی و معیشتی مردم صورت نگرفته است و در بینابین سفرهای استانی ریاست مجلس که جملگی شاید فاقد هر دستاوردی باشد، گوشت مرغ به کیلویی ۲۸ هزار تومان، برنج داخلی به کیلویی ۳۸ هزار تومان و تخم‌مرغ به کیلویی ۳۸ هزار تومان رسیده است و زمزمه‌هایی هم برای افزایش سایر کالاهای ضروری نیز شنیده می‌شود؛ یعنی هرروز مردم ما همانند اصحاب کهف از خواب ۳۰۰ساله بیدار شده و با قیمت‌هایی مواجه می‌شوند که روزگارشان را سخت کرده است! این چه تدبیر اشتباهی است که به قول آقای نوبخت مصیبت عظمایی را به‌عنوان یارانه به بدنه این اقتصاد روبه‌موت تزریق می‌کنید؟ این‌ها را منی که از اقتصاد سرشته ندارم هم می‌دانم که این یارانه‌ها در مقابل تورمی که ایجاد کرده‌اند چیزی شبیه «هیچ» است.

جالب این است که نه مجلس محترم و نه دولت خدمتگزار هیچ فکر و اندیشه‌ای برای بیرون‌رفت از این بحران نمی‌کنند یا شاید هم به قول بحث محافل سیاسی این روزها عمدا دست به چنین کاری می‌زنند؛ درحالی‌که نمی‌دانند آستانه صبر همین مردم دارد به انتهایش نزدیک می‌شود و این بیانگر این مهم است که دولت و مجلس یا اراده‌ای برای کنترل قیمت‌ها ندارند یا اینکه توان این کار را ندارند.

بااین‌وجود از قیمت سکه، طلا، خودرو و دلار که همگی به بالا و پایین بودن دلار بستگی دارند، می‌گذریم… اما سؤال اینجاست که آیا قیمت گوجه با کیلویی ۱۰هزار تومان ربطی به دلار دارد؟

یا امثالهم …؟ پس اقتدار مجلس کجا رفته است؟ چرا نظارتی نیست؟ چرا هیچ وزیری بااین‌همه ناکارآمدی استیضاح نمی‌شود؟ حق مردم را چه کسی مطالبه می‌کند؟ جایگاه نمایندگان مردم در این بحران چیست؟ متأسفانه مشکل ما از جایی است که جدای از دولت خود مردم هم به خودشان رحم نمی‌کنند و هرکسی می‌خواهد با دست در جیب دیگری، اموراتش را بگذارند و فعلا بیشترمان مثل مسافران کشتی تایتانیک شده‌ایم که طبقات پایین در حال غرق‌شدن هستند و طبقات بالا در حال رقصیدن؛ درحالی‌که دیر یا زود نوبت آن‌ها هم می‌رسد و کشتی غرق خواهد شد.

دولت با این گرانی و تورم افسارگسیخته و بی‌ثباتی در بازار، امکان بقا را برای بیشتر مردم گرفته است و هرآن این جامعه پر از یأس و ناامیدی در حال فروپاشی اخلاقی دینی و شرعی است.

  • نویسنده : افشین شیخ حسنی
  • منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر