وای به حال بچههایی که در این دهکده جهانی و عصر ارتباطات هیچکدام از ارزشهایمان را قبول ندارند یا کمتر قبول دارند و اهمیتی ندارد و این کار را مشکل میکند. به امید اندیشیدن همه ما در این موضوع.
«اریک فروم» معتقد است انسان به دو صورت با جامعه مواجه میشود؛ یا فردیت خود را وا میگذارد و منفعلانه تسلیم جهان بیرون میشود، یا اینکه آگاهانه با جهان ارتباط برقرار میکند و میکوشد که فردیت و آزادی خود را از دست ندهد. گروه نخست از دید فروم، «جامعهپذیر» و گروه دوم «جامعهگرا» محسوب میشوند. جامعهپذیران برای رهایی از ناامنیهای جهان، خود را به شکل رنجطلبانه و خودآزارانه تسلیم امر قدرت میکنند؛ قدرتگرایان نیز با تسلیمکردن جامعهپذیران به شکل دیگرآزارانه موقعیت خود را تحکیم میبخشند. «فروم» این مفاهیم را در کتاب «گریز از آزادی» نه به شکل انتزاعی که به شکل مصداقی و بر اساس موقعیت آلمان در زمان نازیها بازتعریف میکند که در زمان جنگ جهانی ویرانگر، هنگامی که تورم افسارگسیخته فقر و تنگدستی و بیعدالتی اجتماعی و شکست نیروهای ترقیخواه، همه را در بهت و ناامیدی فرو برده بود، در چنین شرایطی نازیها از ژن خوب، نژاد برتر، ابرمرد و سروری جهانی سخن میگفتند و تودههایی را که از آزادی، تحولخواهی و واقعیت گسیخته بودند، به سوی خود جلب میکردند.
این نمود حال این روزهای جامعۀ ایرانی است؛ اصلاحات و مطالبات و توقعات بهحق مردمی که دولتش تاکنون پاسخگو نبوده و این افسارگسیختگی اقتصادی کمکم روی فرهنگ مردم نیز تأثیر گذاشته است و نتیجه این شده که هرکس به فکر خودش باشد و ساز خودش را بزند و یک ناموزونی و نبود هارمونی در کل جامعه پیدا شود و توی ذوق بزند. بااینهمه بهگمانم این روزها مسئولان بلندمرتبۀ مملکتی، حواسشان اصلاً به اوضاع معیشتی ۸۰ میلیون نفر که جملگی از اقشار آسیبپذیر جامعه هستند، نیست و بیشتر به فکر نمایشهای زودهنگام انتخاباتی است. آنها مردم را به حال خودشان رها کردهاند تا تورم و گرانی کمرشکن همه را به سلامتی و دل خوش نابود کند و باعث تأسف است که انگار گوش شنوایی هم برای شنیدن صدای مردمی که زیر بار این تورم له میشوند وجود ندارد. در این میان شاهکار وزارت آموزشوپرورش در بازگشایی مدارس در اوج و پیک دوم کرونا و تغییرات گرافیکی خندهدار و غیرکارشناسی در جلد بعضی از کتابهای مقطع ابتدایی، خود حکایت جداگانهای است که در این مقال نمیگنجد. این موضوع یادآور این مهم است که چرا تصمیمهای غلط در سطح کلان آموزشی کشور همچنان و ظاهراً با تغییر وزیر نیز تمامی ندارد. بنابراین مشکلات ساختاری و ریشهای در آموزشوپرورش را باید اساسی بررسی کرد و از نسلی که از طریق این سیستم معیوب آموزشی، بعدها وارد جامعه و کشور میشوند، نمیتوان انتظار زیادی داشت؛ چون در این برهه از تاریخ کشورمان خود وزارت آموزشوپرورش تکلیفش با خودش مشخص نبوده و نیست و بهقولمعروف «نمیداند که با خودش چند چند است!» پدرها و مادرها در برزخِ رفتن به مدرسه یا نرفتن فرزندانشان، آموزش از طریق شبکه آموزش و نرمافزار «شاد» سرگردان هستند. ما اصلاً نفهمیدیم بزرگواری که این نرمافزار را طراحی کرده چگونه و با چه فکری آن را که به گفته وزیر ارتباطات ۱۲اشکال اساسی دارد، به جان سیستم آموزشی کشور انداخته است. بگذریم… ترسم از این است که نسل غلطی را برای آیندگانمان به ارث بگذاریم؛ نسلی پر از اشتباههای فاحش و جبراننشدنی. ما که اصول و عقاید و احترام و ایمان سرمان میشد، حالوروزمان این شد! وای به حال بچههایی که در این دهکده جهانی و عصر ارتباطات هیچکدام از ارزشهایمان را قبول ندارند یا کمتر قبول دارند و اهمیتی ندارد و این کار را مشکل میکند. به امید اندیشیدن همه ما در این موضوع.
- نویسنده : افشین شیخ حسنی
- منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر
https://bozorgmehrmag.ir/?p=542
Thursday, 28 May , 2026