از «دیوار» تا «شیپور» و سایت‌های همسریابی؛ بازار مکاره‌ای به وسعت اعتماد مردم شهرزادفلاح گزارشی اختصاصی از دل سایت‌هایی که قرار بود ساده ساز زندگی باشند، اما به پناهگاه بی‌نظارتی، فریب و گاه جنایت بدل شده‌اند دیوار قرار بود پلی میان مردم باشد برای خریدوفروش کالا، یافتن خانه، کار، یا حتی هم‌سفر. شیپور هم آمد […]

از «دیوار» تا «شیپور» و سایت‌های همسریابی؛ بازار مکاره‌ای به وسعت اعتماد مردم

شهرزادفلاح
گزارشی اختصاصی از دل سایت‌هایی که قرار بود ساده ساز زندگی باشند، اما به پناهگاه بی‌نظارتی، فریب و گاه جنایت بدل شده‌اند

دیوار قرار بود پلی میان مردم باشد برای خریدوفروش کالا، یافتن خانه، کار، یا حتی هم‌سفر. شیپور هم آمد تا جای خالی آگهی‌های کاغذی را پر کند. سایت‌های همسریابی و دوستی، قرار بود بستری باشند برای آشنایی و ازدواج. اما حالا، این پلتفرم‌ها به بازارهایی بی‌دروپیکر بدل شده‌اند؛ بازارهایی که نه ناظر دارند، نه ضامن، نه حتی پاسخگو.

در این جهان مجازی، از اجاره کارت ملی و فروش مدارک جعلی گرفته تا فروش موبایل دزدی، دام‌های جنسی، فردش وام، کلاهبرداری‌های ریزودرشت، هم‌سفرهای ناامن، و حتی آگهی‌های اجاره ساعتی برای دوستی و صیغه، همه چیز معامله می‌شود جز امنیت و اعتماد مردم.

ویترینی برای تجارت بی‌قانون

در دیوار و شیپور، همه چیز فروخته می‌شود: از فرش دست‌دوم و تلویزیون خراب، تا سیم‌کارت بی‌نام، مدارک تحصیلی، وقت پزشک، و حتی کارت پایان خدمت اجاره‌ای. در ظاهر، با چند کلیک می‌توان کالای مورد نیاز را یافت. اما تماس که بگیری یا گفت‌وگو را آغاز کنی، داستانی تازه و گاه فریبنده شروع می‌شود.

پلتفرم‌هایی که باید زندگی را آسان‌تر کنند، حالا برای بسیاری دروازه‌ای به سمت باخت، فریب، تجاوز یا حتی جرم شده‌اند. اعتماد، اینجا کالای اصلی معامله است.

موبایل بی جعبه؛ رمز یک کلاهبرداری مدرن

یکی از رایج‌ترین آگهی‌ها، فروش موبایل «بی جعبه» است؛ با قیمت‌هایی پایین‌تر از بازار. فروشنده می‌نویسد: «نو خریدم، فقط جعبه‌اش نیست.» اما در واقع، پشت این ظاهر ساده، اغلب موبایل‌هایی قرار دارند که یا دزدی‌اند، یا به‌صورت قسطی خریداری شده و اقساطش پرداخت نشده، یا اصلاً در طرح رجیستری ثبت نشده‌اند.

خریدار، با امید صرفه‌جویی، موبایلی می‌خرد که فردا قفل می‌شود یا توسط پلیس ردیابی می‌شود و چون هیچ سند و هویتی از فروشنده در دست نیست، شکایت بی‌نتیجه است.

اجارهٔ هویت، فروش اعتماد

«اجاره کارت ملی برای ثبت شرکت»، «اجاره سند ملکی برای وام»، «کارت پایان خدمت با مبلغ توافقی»؛ این‌ها آگهی‌های رایجی هستند که نه‌تنها خطرناک‌اند، بلکه گاهی در پروژه‌های مجرمانه مثل فرار مالیاتی، قاچاق یا پول‌شویی استفاده می‌شوند.

اجاره‌دهنده، از روی نیاز یا ناآگاهی مدارکش را می‌سپارد، اما در نهایت وقتی ماجرا به دادگاه کشیده می‌شود، نام خودش در پرونده است. سیستم هیچ‌کس دیگر را مسئول نمی‌داند.

مدرک جعلی، رزومه دروغین

در دیوار، حتی «مدرک دیپلم»، «لیسانس دانشگاه آزاد با استعلام»، «مدرک مهارتی تضمینی» و «رزومه مهاجرت» نیز به فروش می‌رسد.

فروشندگان با وعده‌هایی چون «تحویل فوری» و «قابل استعلام»، مدارکی می‌فروشند که می‌توانند زندگی یک بیمار را در دست یک پزشک قلابی قرار دهند، یا شغل حساسی را به فردی فاقد صلاحیت بسپارند. عواقب این مدارک جعلی، گاهی جان مردم را تهدید می‌کند.
بیعانه‌هایی که هرگز بازنمی‌گردند

«الان یک مشتری دیگه هم داره میاد، اگر می‌خواهی بیعانه بریز تا نگه‌دارم برات.» این جمله، آغاز بسیاری از کلاهبرداری‌هاست. خریدار یا مستأجر، با امید پیش‌خرید یا رزرو، مبلغی را واریز می‌کند و بعد… آگهی حذف می‌شود، شماره خاموش می‌شود، و پیگیری به هیچ می‌رسد.

فرآیند شکایت آن‌قدر زمان‌بر، پیچیده و بی‌نتیجه است که قربانی، از خیر پولش می‌گذرد.

تله‌هایی برای قربانیان انسانی

زن جوانی برای کار پرستاری یا خدمات منزل، به آدرسی مراجعه می‌کند که در آگهی آمده. اما آنجا، خبری از کار نیست؛ تنها مردی با نیت تعرض یا اخاذی در انتظار اوست.

بارها دیده شده که در این سایت‌ها، با وعدهٔ شغل یا هم‌سفری رایگان، افراد را به مکان‌های خلوت می‌کشانند، از آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند و حتی فیلم می‌گیرند برای باج‌گیری. نه سیستمی برای شناسایی آگهی‌دهنده وجود دارد، نه پلیس آنلاین مؤثری برای پیشگیری.

دوستی‌های ساعتی، صیغه‌های بی‌ضابطه

در بخش «دوستی»، «همسریابی»، یا حتی آگهی‌های گنگی مثل «دنبال همراه واقعی»، عملاً بستری برای روابط ساعتی، صیغه‌های بی مجوز و دوستی‌هایی فراهم شده که بیشتر به فریب یا بهره‌کشی ختم می‌شوند تا ارتباط واقعی.

هیچ‌کس نمی‌پرسد این روابط تحت چه چارچوبی است؟ قانونی است یا تله؟ کلمات مبهمی مثل «آشنایی بیشتر»، «همراه برای سفر»، «خانم تنها باشه» پوششی است برای اهدافی که در آگهی گفته نمی‌شود، اما در عمل بسیار تلخ است.

فروش هر چیز و بی‌چیز؛ از بطری خالی تا کبوتر

از عجیب‌ترین بخش‌های این سایت‌ها، فروش اقلامی است که معلوم نیست اصلاً چرا باید فروخته شوند: بطری‌های خالی، قوطی رب، کارتن دست‌دوم، و حتی قفس پرنده.

بازاری ساخته شده که تنها باهدف سود، از هر نیاز یا ناآگاهی مردم استفاده می‌کند. هیچ نظارتی بر اینکه این اقلام چطور و چرا معامله می‌شوند، وجود ندارد.

ضایعات ساختمانی، نخاله، و آهن‌آلات؛ حیاط‌خلوت خلاف‌ها

آگهی‌هایی مثل «تخریب رایگان در ازای ضایعات» یا «جمع‌آوری نخاله باقیمت توافقی»، گاهاً پوششی برای تخریب غیرقانونی ساختمان، انتقال مصالح مسروقه، یا فعالیت‌های مشکوک در پروژه‌های ساختمانی نیمه‌کاره‌اند.

هیچ سازوکاری برای بررسی قانونی‌بودن این تخریب‌ها وجود ندارد. پلتفرم فقط آگهی را می‌پذیرد، بی‌هیچ مسئولیت.

حیوانات، از فروش تا اجاره

سگ خانگی، سگ نگهبان، سگ اصیل، تولهٔ ۲ماهه، سگ اجاره‌ای برای پیاده‌روی یا نمایش؛ همه در آگهی‌ها هستند.

فروش یا اجارهٔ حیوانات، آن‌هم بدون نظارت دامپزشکی، گواهی سلامت یا مجوز پرورش، در سایهٔ بی‌قانونی به امری عادی تبدیل شده است. برخی از این حیوانات بیمار، قاچاقی یا زاده شده در شرایط غیراستانداردند.

مسئولیت‌گریزی سیستماتیک

مقامات قضایی و پلیس بارها اعلام کرده‌اند: مسئولیت محتوای این آگهی‌ها بر عهدهٔ کاربران است. یعنی پلتفرم فقط واسطه است، نه پاسخ‌گو.

اما مگر کاربر عادی می‌تواند جعل، دزدی، یا فریب را تشخیص دهد؟ مگر یک زن تنها می‌فهمد آگهی هم‌سفری تهدید است؟ مردم از سر نیاز، ناآگاهی و اعتماد وارد این سایت‌ها می‌شوند؛ نه برای باخت و قربانی شدن.

بازاری برای همه چیز، جز امنیت

دیوار، شیپور، سایت‌های همسریابی و دوستی، به بازار مکاره‌ای بدل شده‌اند که هرچه در آن معامله می‌شود، پشتش خطر کمین کرده است. از موبایل بی جعبه تا مدرک جعلی، از پرنده در قفس تا بطری خالی، از بیعانهٔ اجاره تا دوستی ساعتی؛ همه چیز هست جز شفافیت، نظارت و امنیت.

در نبود قانون روشن، پلتفرم‌ها فقط سود می‌برند و مسئولیت را به گردن مردم می‌اندازند و مردم، قربانیان خاموش این سیستم بی‌پاسخ‌اند.

  • نویسنده : شهرزاد فلاح
  • منبع خبر : bozorgmehrmag.ir