مرسده محمدی – در کافه ی ایرانشهر در کنار تماشاخانه ی ایرانشهر به ملاقاتش رفتم ، با رویی گشاده به گپی دوستانه نشست و بی ریا و خودمانی شروع به صحبت کرد . در شوخی هایش لهجه ی اصفهانی بیشتر از هر چیزی به چشم می آمد و آنقدر روان و دلنشین اصفهانی حرف می زد که فراموش می کردی سال هاست ساکن تهران شده ، با همین بهانه ساعتی را به گفتگو در مورد بازیگری و اصفهانی بودنش نشستیم .
یک معرفی مختصر از خودتان بگویید تا برویم سر اصل مطلب
مهران نائل ، متولد ۱۳۶۰ در اصفهان و متأهل هستم . لیسانس بازیگری از دانشگاه تهران و فوق لیسانس کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس دارم . منزل پدری ام در خیابان بزرگمهر / مبارزان هست و تا قبل از قبولی در دانشگاه یعنی سن ۱۹ سالگی در اصفهان زندگی می کردم .
یک تعریف چند خطی از بازیگری به ما می دهید .
( با خنده ) تعریف چند خطی ندارم . بازیگری یک فعالیت خلاقه است ، چیزی که نیست را به وجود می آوری ، احساسی که نداری را ، رابطه ای که وجود ندارد را به وجود می آوری . به نظرم هر تعریفی بازیگری را محدود می کند . بعضی ها فکر می کنند بازیگری یعنی بیای جلوی دوربین و کلوزآپت را مردم ببینند اما بازیگری فراتر از این است ، بازیگری نوعی رسیدن به شهود است .
شما درسریال دولت مخفی ( نقش پزشک اردوگاه ) و در مسیرزاینده رود ( نقش حمید ) را با لهجه ی اصفهانی بازی کردید ، آیا برای شما با لهجه و بدون لهجه بازی کردن تفاوتی دارد ؟
من در اتوبوس شب هم تک سکانس راننده ی تانک را با لهجه بازی کردم . برای من فرق می کند با لهجه بازی کنم ، همیشه سعی می کنم جلوی دوربین راحت ترین موضع مهران نائل باشم با درک از آن شخصیتی که قرار است بازی کنم . با لهجه که بازی می کنم خیلی بیشتر خودم هستم . راما قویدل کارگردان دولت مخفی اصرار داشت اگر کسی لهجه ای دارد با همان بازی کند و من فکر کردم چقدر خوب است این شخصیت پزشک مقتدر را با لهجه ی اصفهانی بازی کنم . ضمن اینکه من آن نقش را خیلی دوست داشتم و به واقع غربت آن اردوگاه و حس جنگ خیلی همه ی ما را می گرفت .
معیار انتخابتان برای بازی کردن یک نقش چیست ؟
من در انتخاب سختگیرم از این جهت که هر پیشنهادی بشود با جدیت رسیدگی می کنم حتی اگر یک فیلم کوتاه دانشجویی باشد البته تا جایی که وقتم اجازه بدهد . بعد هم مشورت می کنم با کسانی که می شناسم برای همین می توانم پای انتخابم بایستم و از آنها پشیمان نمی شوم . در کل مجموعه ای از عوامل در یک انتخاب تأثیر دارد . فیلمنامه و ایده ی خوب ، کارگردان و گروه خوب برای من مهم است . بعد هم نگاه می کنم آیا نقش ابعاد شخصیتی قوی ای دارد ؟ و با توجه به نقش هایی که بازی کرده ام آیا این نقش یک قدم بالاتر از نقش های قبلی هست ؟ حجم نقش کم ترین تأثیر در انتخاب را برایم دارد . لایه های مختلف شخصیت و ویژگی هایی که از آن شخصیت در فیلمنامه بروز می کند باعث می شود نقش بعد پیدا کند و کار بازیگر هم جذاب تر شود . فرق نمی کند نقش مهندس دارم یا دکتر یا هرکس دیگر مهم چالشی است که نقش دارد و خوشبختانه معمولا نقش آدم های دوچهره را بازی کرده ام ( آدمی با ظاهر خوب ، باطن بد و برعکس ) این برای بازیگر خوب است و برای من هم جذاب است .
- بازیگری نوعی رسیدن به شهود است
- در انتخاب سختگیرم.
- خوب ساز میزنم
کمی هم از نقش تان در سریال شهرزاد برایمان بگویید و آیا در سری دوم این مجموعه هم همکاری دارید ؟
بله من در فصل دوم این سریال هم بازی دارم . نقش نادر ارشد ، سردبیر نشریه ی زمانه را بازی می کنم . این نقش هم از همان نقش هایی است که من سعی کردم با مشورت کارگردان ( حسن فتحی ) و با توجه به توانایی های خودم وجوه مختلفش را بیشتر کرده و به آن بعد بیشتری بدهم . از آنجا که سعی می کنم در هر فیلمی بازیگر فعالی باشم و حتی نقش مرده را زنده کنم ( یعنی نقشی که بیشتر تیپ است را وجوهش را بیشتر باورپذیر کرده و به آن جان دهم تا به شخصیت نزدیک تر شود ) برای این نقش هم سعی کردم از توانایی های خودم که ساز زدن یکی از آنهاست استفاده کنم و نقش را باورپذیرتر در بیاورم . البته فرصت آن نشد که در فیلم ساز بزنم اما همین که سازم به داخل دفتر مجله آمد و بعد دیگری از شخصیت دیده شد خوب است .
گفتید نواختن ساز بلد هستید چه سازی می زنید ؟
من سه تار و هارمونیکا ( سازدهنی ) را خیلی خوب می زنم اما از بچگی عاشق کمانچه بودم .
از غذاهای اصفهانی کدام را بیشتر دوست دارید ؟
غذاهای مامانم ( با خنده ) ، من آدم خیلی خوش خوراکی ام ، حتی در کشور چین که خیلی آدم ها غذاهایش را دوست ندارند من غذاهای مختلفی را خوردم . غذاهای اصفهان که همه شان خوشمزه اند . بریان ، حلیم بادمجان ، خورشت ماست و …. البته بریون خیلی دوست دارم .
لطفاسوال های کلمه ای را تک کلمه ای جواب دهید؟
زاینده رود ….. بخشی از وجودم الان که خشک شده …… غم بزرگ من
سینما ….هنر صنعت جذاب اصغر فرهادی ….. معمار سینمای ایران ، هنرمند به معنی واقعی کلمه
تأتر شهر …… افسرده اصفهان ….. نصف جهان ارحام صدر ….. بداهه پرداز درجه یک
میدان کهنه …… گنبد آجری یک دانه ی اصفهان دوغ و گوشفیل …… متضاد دلنشین
برای بازیگر شدن باید چه کاری انجام داد؟
من فکر کنم آدم اول باید تصمیمش را بگیرد که می خواهد بازیگر بشود یا می خواهد چیز دیگری باشد، بازیگر هم باشد . ببینید بازیگر شدن یک چیز است و اینکه بتوانی بازیگر بمانی مسئله ی مهم تری است ، اینکه بازیگر با یک نقش تمام نشود و بتواند نقش های دیگری را هم بازی کند خیلی مهم است . به نظرم اول باید تصمیم درست و قاطع بگیری که می خواهی بازیگر بشوی بعد روش درستش درس خواندن به صورت آکادمیک در این رشته است ، ضمن اینکه بازیگری یعنی باید خیلی کارها بلد باشی ، موسیقی بدانی ، خواندن بدانی ، به بدنت آگاه باشی و اطلاعات عمومی خوبی در هر زمینه داشته باشی . بدنت را پرورش بدهی ، بیانت را آبدیده کنی و خلاصه اینکه باید دلت را به دریا بزنی و واردش شوی شاید هم نشد چون بستر محدود است و علاقه مند بسیار برای همین است که می گویم من از جایگاهم راضی ام چون من از صفر شروع کردم و پله پله بالا آمدم . اینکه بنشینی تا کسی بیاید کشفت کند بی فایده است ، به قول سعدی:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
می دانیم که بدون لهجه صحبت کردن در بازیگری خیلی مهم است ، فکر می کنم برای علاقه مندان به بازیگری جالب باشد بدانند شما چطور لهجه ی اصفهانی را که خیلی سخت از دست می رود کنار گذاشتید و فارسی را بدون لهجه صحبت می کنید ؟
البته من ابایی از صحبت کردن با لهجه ی اصفهانی ندارم .! من برای پایان نامه ی لیسانس آسیب شناسی بیان را با استاد صادق صفایی کار کردم . یک بازیگر باید بداند چه کارهایی انجام دهد تا بتواند بیان بهتری داشته باشد و اگر ایرادی در کلامش است چطور آن را از بین ببرد . بلد بودن یک لهجه یک امکان اضافه برای بازیگر است ، اگر تو بتوانی یک لهجه را درست صحبت کنی چه اهل آن شهر باشی و چه نباشی خوب است . اما اینکه بخواهی همه ی فیلم هایت را با آن لهجه صحبت کنی آنوقت بار معنایی دیگری به نقش می دهی که مطلوب نیست . پس من به عنوان بازیگر باید بتوانم بدون لهجه طوری صحبت کنم که معنای خاصی به تماشاگر القا نکنم . زمانی که دانشجو بودم خیلی می شنیدم تا بتوانم لحن کلامم را درست کنم . صدای خودم را ضبط می کردم و می شنیدم تا ایراداتم را برطرف کنم . باید بتوانی به لهجه ات آگاه شوی تا بفهمی اوج و فرود جمله هایت کجاست . از دست دادن لهجه ی اصفهانی خیلی سخت است اما به عنوان بازیگر باید به کلام و گویشت آگاه باشی .
به نظر شما چهره و فیزیک بازیگر چقدر در بازیگری اهمیت دارد ؟
چهره خیلی مهم است . به نظرم کارگردانی بخش عمده اش انتخاب درست کسی است که چهره و فیزیک مناسب نقش را داشته باشد ، یعنی شاکله ی تصویری درست . البته گریم می تواند برای کسی که صورتش به نقش نزدیک نیست کمک کند اما تو باید یک آن داشته باشی تا بتوانی بیننده را با خودت همراه کنی . زیبا بودن چهره معیار نیست چیزی که مهم تر است آن ، بازیگر است که بخشی از ذات انسان می آید و بخشی هم قابل پرورش است . به قول حافظ که می گوید
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد
همه ی تربیتی که بازیگر روی خودش انجام می دهد باعث افزایش شعور و شناخت انسان نسبت به خودش می شود بنابراین حضور و سنگینی آدم بیشتر می شود . حالا جلوی دوربین این آدم چه نقش آدم ضعیف بازی کند و چه نقش آدم قوی حضورش جذاب و دنبال کردنی است . این همان قسمتی از آن است که قابل پرورش است . علاوه بر این ها بازیگری فن هم هست ، باید خیلی باهوش باشی که چند کار را باهم انجام دهی ، حواست به دوربین باشد ، از کادر خارج نشوی و …
آرزوی کاری تان چیست ؟
من یک مجموعه آرزو دارم اما بیشتر از هر چیزی دوست دارم خودم به شهود برسم . بدون اینکه بخواهم شعار بدهم هدف غایی ام ، شناخت خودم در هستی است . از یک جایی دیگر آدم به این فکر می کند که می شود کار بزرگتری هم کرد و این شناخت بهتر خود و خودشناسی است .
برای علاقه مندان بازیگری شهرتان چه کاری می توانید انجام دهید ؟
واقعا ً چه کار می توان کرد ؟! بازیگری راه کشف و شهود ، تلاش و آموزش دیدن است . من در بعضی از شهرها وورکشاپ داشته ام اگر در اصفهان هم فضا فراهم شود تا بتوانم کمکی به آموزش افراد علاقه مند به این رشته بکنم با دل و جان انجام می دهم چون خودم هم در این راه تجربه کسب می کنم .
و کلام آخر:
امیدوارم اتفاق های خوبی برای هنر بیفتد و از نظر فرهنگی فضای بازتری داشته باشیم و بتوانیم آزادانه تر کار کنیم . این روزها دل آدم به درد می آید وقتی می بیند هموطنانمان شبکه هایی را نگاه می کنند که محصول مناسبی ندارد و چرا باید ما بیننده ی فرهنگ دیگران باشیم ؟ اگر مدیریت بهتری روی سازمان صدا و سیما بشود و فضا کمی بازتر بشود ، کما اینکه مگر سریال شهرزاد چه خط قرمزی داشت که از شبکه های سازمان پخش نشد . مردم اگر کار شیرین و دلپذیر باشد حتی حاضرند برایش پول بدهند و آنرا ببینند مثل شهرزاد . اگر فضای فرهنگی کشور در تلویزیون طوری پیش برود که این بیت المالی که هزینه می شود برای کارهای جذاب و خوب هزینه شود و چیز جدیدی باشد حالا اگر از صدا و سیما پخش شود مردم با رغبت آنرا دنبال می کنند .
Thursday, 28 May , 2026