رسول توکلی: من بیحاشیهترین بازیگر سینما و تلویزیون هستم رسول توکلی دانشآموختۀ رشته عمران و متولد اصفهان است؛ حضور کم او در سینما و تلویزیون باعث نشد که خاطرۀ خوبش در سریال «آینه عبرت» از یاد من و بسیاری از همنسلان ما برود. مرد مهربان سینمای ایران بااینکه پا به میانسالی گذاشته، اما به یمن […]
رسول توکلی: من بیحاشیهترین بازیگر سینما و تلویزیون هستم
رسول توکلی دانشآموختۀ رشته عمران و متولد اصفهان است؛ حضور کم او در سینما و تلویزیون باعث نشد که خاطرۀ خوبش در سریال «آینه عبرت» از یاد من و بسیاری از همنسلان ما برود. مرد مهربان سینمای ایران بااینکه پا به میانسالی گذاشته، اما به یمن زندگی سالمی که داشته، نویدبخش بازیگر بزرگ دیگری برای ماست که نقشهایش را درست و بجا انتخاب میکند.
مهندس توکلی سالها در دوران جنگ در عرصههای دیگری نظیر طراحی و ساخت اسکلههای نفتی جنوب کشور فعالیتهای چشمگیر و افتخارات بسیاری داشته و یکی از دلایل فاصلهاش در سالهای اوج بازیگری، خدمت به عمران و آبادانی کشور بوده است.
گفتوگوی صمیمانهای را با ایشان داشتیم که در ادامه میخوانید:
- متولد کدامیک از محلههای اصفهان هستید؟
- متولد دردشت اصفهان، اما بزرگشدۀ خیابان مدرس هستم؛ از سال ۵۶ به تهران عزیمت کردم و همانجا هم تشکیل خانواده دادم؛ اما اقوام همچنان در اصفهان زندگی میکنند.
- چگونه وارد دنیای بازیگری شدید؟
- اوایل سال ۱۳۵۰ در دبیرستان ادب اصفهان گروه تئاتری تشکیل شد که در آن سال مسابقات خوبی برگزار و بهنوعی مطرح شد؛ اما عملاً در سال ۱۳۵۹ با فیلم «پنجمین سوار سرنوشت» با بازی مرحوم ایرج قادری وارد عرصۀ بازیگری شدم. بعداز تولید فیلم «عبور از میدان مین» در شیراز، شروع «تاراج» نقطۀ عطفم در بازیگری بود.
- رشتۀ معماری که خواندید، چه ربطی به سینما و بازیگری دارد؟
- خدا مرحوم فردین را رحمت کند؛ پشتصحنه فیلم «تاراج» نصیحت بزرگی به من کرد و گفت: «تو نشانههای یک بازیگر خوب را داری؛ اما در زندگیات منبع درآمد دیگری را نیز دستوپا کن. محتاج این نباش که یک فیلم بازی کنی و بخواهی اجاره خانه و امورات زندگیات را با آن فیلم بگذرانی.»
«تاراج» نقطۀ عطفم بود
همان موقع که اوایل جنگ بود، طرحی از تیمی از بچههای آبادان به من پیشنهاد شد که مسئولیت عملیاتی و اجراییکردن آن طرح را به من سپردند. این طرح ابنیۀ جدید در سازههای دریایی و سازه بسیار خوبی بود که وزارت نفت مسئولیتش را به من داده بود. من به دلیل امنیت شغلی و احترام به حرف مرحوم فردین این کار را به سرانجام رساندم و در سال ۱۳۶۳ از طرف وزارت نفت مأموریت پیدا کردم این طرح را که در دنیا تاکنون وجود نداشته است، بهعنوان یک سازۀ جدید معرفی و مطرح کنم. درحال حاضر نیز این سازۀ خاص در کرسیهای بینالمللی به نام ایران ثبت شده است. این موضوع باعث شد که تا سال ۱۳۷۰ از سینما فاصله بگیرم. بعد از آن، ایام جنگ شروع شد و مثل هر ایرانی برحسب وظیفه و ادای دین به کشور و مملکتم به جنگ رفتیم. بعد از آن سریال «آینه عبرت» شروع شد که همان زمان خودش یک نوآوری در عرصۀ سریالهای تلویزیونی بود. از یک جایی به بعد احساس کردم این سریال دچار حاشیه شده است؛ زیرا سازندگان آن، آقا تقی (جواد گلپایگانی) را الگو قرار دادند و این کار نوعی خیانت محسوب میشد که عوامل این سریال انجام دادند. به همین دلیل «آینه عبرت» مثل قبل نبود و عملاً بدآموزی داشت؛ به همین خاطر از گروه کنار کشیدم.
سازندگان «آینه عبرت» خیانت کردند
- معمار خوبی هستید یا بازیگر خوبی؟
- هیچکدام
- چرا؟
- زمانی میتوانم بگویم موفق هستم که به نقطۀ آخر رسیده باشیم؛ ما نقطۀ آخری نداریم، اما ایفای نقش شهیدمطهری در مجموعه تلویزیونی «معمای شاه» با توجه به هجمههایی که درباره سریال به وجود آمد، با آن گریم سنگین به نظرم میتوان اسمش را «یک معماری خوب» نامید.
- چهرۀ شما گریمخور خوبی دارد؛ چگونه زیر بار چنین گریم سنگینی رفتید؟
- من در دورهای در سه فیلم بهطور همزمان بودم؛ اما دلم نمیخواست تیپ بشوم. به نظرم نقش مطهری جاویدان است؛ چون سریال که تمام شد فقط نقش ماند. شما نقشهای متفاوتی در طول دوران بازیگری، بازی میکنید، اما نقشی مثل مطهری تکرارنشدنی و جاویدان است و فقط یکبار اتفاق میافتد. شما ببینید دوستانی که یکزمانی همکارم بودند و روزی اسمشان برای فروش یک فیلم تعیینکننده بود، الان هیچکدام نیستند، چون نقششان تمام شد. من بیحاشیهترین بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر ایران هستم. برای نقش شهیدمطهری زحمتهای زیادی کشیدم؛ ساعت پنج صبح آفیش بودم، از ساعتی که ماشین دنبالم میآمد و به آنجا میرسیدم و صبحانه میخوردم ساعت هفت تا ۱۲ میشد و ساعت یک گریم میشدم. بعد تا ساعت سه و چهار هم به لباس پوشیدن و کلی معطلی طی میشد تا سکانس ما آماده شود و ساعت هفت میرفتیم جلوی دوربین؛ چارهای هم نبود اما خسته نشدم.
- چگونه به نقش شهید مطهری نزدیک شدید؟
- رفتهرفته، با مطالعه و با کمک پسرشان «علی مطهری».
- در طول این سالها نقشی پیشنهاد شده که قبول نکردهاید و از رد آن نقش پشیمان شده باشید؟
- بله، «سرب کیمیایی». نقشی که آقای امین تارخ بازی کردند را پیشنهاد دادند و من رد کردم. اما امین تارخ هم استادانه این نقش را درآورد؛ چون جدای از اینکه بازیگر خوبی است انسان خوبی نیز هست. اگر میخواستم میتوانستم خیلی پرکار باشم.
- به وجود مافیا در سینمای ایران اعتقاد دارید؟
- اگر در محلی دزد پیدا بشود، به این خاطر است که آن محل، کدخدا و ریشسفید ندارد. نباید دنبال مافیا در سینما بگردیم؛ ما باید دنبال ویروس در میان مدیران فرهنگیمان بگردیم؛ مسلماً اگر اینها درست بشوند، چیزی به نام مافیا در سینما نخواهد بود.
- محبوبترین فیلمی که دیدهاید چه فیلمی است؟
- سؤال بسیار سختی است. هر فکر و اندیشهای که گروهی را جمع کند و تبدیل به فیلم شود، خوب است؛ اصولاً اعتقادم بر این است که همۀ فیلمها خوب هستند.
- آیا آموزشگاه سینمایی دارید؟
- داشتم… بعد از سال ۱۳۷۰ مؤسسهای به نام «نقشجهان» دایر کردم، خروجیهایی که داشت برایم خیلی جالب بود. باید به جوانان اصفهانی فرصت داد.
نقش شهید مطهری در «معمای شاه» یک معماری خوب دارد
نقش ادارۀ فرهنگ و ارشاد چیست؟ چرا الان تئاتر نداریم؟ چرا در اصفهان برای گروههای نمایشی که الان مشغولاند، ادارۀ ارشاد و نظارت درست وجود ندارد ؟ اصفهان باید در تئاتر الگو میشد، چرا نشده؟ چرا کسی به فکر این آدمهایی که میآیند و زیر پل خواجو آواز میخوانند نیست؟ در صورتی که خیلی از افراد بزرگ و نامی از اینجا آمدند. چرا یک خانه تئاتر قدرتمند نداریم؟ ما اینجا فرهنگ لغت اصفهانی داریم چرا این دوستان عزیز کاری برای این شهر نمیکنند؟
- چرا تلویزیون دیگر سریال فاخر تولید نمیکند و در این عرصه مثل دهۀ شصت موفق نیست؟
- تلویزیون یک مسیر غیرقانونی را دارد طی میکند. دهۀ شصت در آن من نبود دهۀ ما بود. باید تمام عوامل قانونمند و گریدبندی شوند. یک مدیر میآید و چندین شبکه راهاندازی میکند، بعد یکی دیگر میآید و همه را جمع میکند. تلویزیون همانند سابق بیننده قبلیاش را ندارد؛ درصورتیکه اینهمه آدم کاربلد دارد و اینهمه حرف برای گفتن. امیدوارم خرد جمعی درست بشود و از این شترمرغبودن دربیاید!
- پیشنهاد نقش منفی به شما نشد در طول این سالها؟
- بله، یک نقش خاکستری در «چشمان سیاه» مرحوم ایرج قادری بود. این فیلم برای من بد نشد یک آدم طنز است که مرحوم قادری گفتند میخواهم ساختارشکنی کنم و خودم آن آدم را خیلی دوست داشتم.
- نویسنده : افشین شیخ حسنی
- منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر
https://bozorgmehrmag.ir/?p=547
Thursday, 28 May , 2026