این روزها که کل کشور درگیر خانهنشینی و قرنطینه خانگی هستند، توفیق اجباری دست میدهد که گاهوبیگاه سری هم به جعبه جادویی بزنیم و نیمچه نگاهی به فیلمها و سریالهای گاه بیسروتهای که هیچ مزهای ندارند بیندازیم؛ اما لابهلای انتشار این ویروس لعنتی و خبرهای ناگوار که از زمین و زمان و از جامعه هنری […]
این روزها که کل کشور درگیر خانهنشینی و قرنطینه خانگی هستند، توفیق اجباری دست میدهد که گاهوبیگاه سری هم به جعبه جادویی بزنیم و نیمچه نگاهی به فیلمها و سریالهای گاه بیسروتهای که هیچ مزهای ندارند بیندازیم؛ اما لابهلای انتشار این ویروس لعنتی و خبرهای ناگوار که از زمین و زمان و از جامعه هنری به گوش ما میرسد، تبلیغ شرکت محترم اسنوا برایم بسیار جالب و جای بسی تأمل داشت.
بازیگر خوب کشورمان «محسن کیایی» در هر باری که برای تبلیغات این شرکت محترم کار کرده، یکی از محصولات اسنوا از قبیل یخچال ساید و ماشین لباسشویی و اجاقگاز را معرفی میکند و با این دیالوگ خاتمه پیدا میکند که فقط یه ایرونه میدونه! …
اینکه یک بازیگر باید منبع درآمد داشته باشد و گاهی در تبلیغات شرکت کند هیچ شکی نیست و در همه جای دنیا امری طبیعی و مرسوم است؛ اما نگاهکردن به شرایط جامعه و اقتصاد تقریباً روبهفنارفتۀ کشور و شرایط و بحران بد و عجیب مالی و مردمی که کوچکترین نقشی در این گرانی افسارگسیخته ندارند، حداقل از وظایف یک هنرمند در هر جایگاهی درک این شرایط و همدردی با مردم است. هنرمندان، قشر فرهیخته و پیشرو هر جامعهای هستند و نگاهشان به همه امور فراتر از مردم عادی بوده و در هر فرهنگی الگوهای رفتاری و تربیتی بر اساس منش و کردار و رفتار آنها به علت و پیروی قشر بسیار زیادی از مردم و جهتدهی آنها خواهناخواه صورت و تبعیت میگیرد.
اما با این تفاصیل بسیاری از هنرمندانمان بهخصوص بازیگران محترم گویی فقط به فکر قرارداد و پولی که از شرکتهای تبلیغاتی میگیرند، هستند و از محتویات و جریانات پشت پرده و قیمت محصولاتی که تبلیغ آنها را انجام میدهند، خبر ندارند یا برایشان مهم نیست.
برایشان مهم نیست یخچال سایدی که تبلیغ میکنند، ۶۳ میلیون تومان ناقابل قیمت دارد یا اجاقگاز ۹میلیون تومان. حتی آبمیوه ۲۸هزارتومانی را که بیشتر آن آب و شکر و اسانس است، بازیگر دیگری تبلیغ میکند. مقصود نگارنده این بوده که چرا هنرمندان ایرانی که تبلیغ کالای ایرانی را میکنند که بسیار درست و پسندیده است، نباید به فکر این باشند که چگونه یک پدر میتواند با این قیمتهای وحشتناک نجومی سادهترین لوازمخانگی را برای جهیزیه تهیه کند؟
وقتی یک اجاقگاز ۹ میلیونتومان و جاروبرقی سه میلیونتومان باشد و یخچال معمولی زیر ۱۰میلیونتومان وجود نداشته باشد، با این شرایط بحرانی اقتصادی چگونه جوانها که اینقدر تشویق به ازدواج میشوند میتوانند زندگی نویی را شروع کنند. در حالت عادی یک جوان برای شروع یک زندگی ساده و معمولی باید ۳۰۰ میلیون پول نقد داشته باشد که در حال حاضر درصد کمی از جوانان چنین شرایطی را دارند. آنوقت هنرمند گرامی، چگونه دلت راضی میشود که کالای ایرانی را تبلیغ کنی که توان قدرت خرید مردم را در آن نمیبینی یا نمیدانی؛ که اگر میبینی و میدانی وای به حال مملکتی که هنرمندش درد مردم را میبیند و چشم روی هم میگذارد.
کاری به کار آن تولیدکننده محترم نداریم که در این بازار مکاره کالای خود را به بالاترین رقم میفروشد و بنکداری که جنس را از کارخانه میخرد و انبار احتکار میکند و کارخانه را متهم به ندادن جنس تا بالا بردن چندینباره قیمتهایش میکند که در این میان انصاف حلقۀ مفقودشده بین تولیدکننده تا مصرفکننده است. چون هرکسی میخواهد گلیم خود را از آب گلآلود بیرون بکشد و این بسیار و جای تأسف دارد که خوبیهایمان نسبت به یکدیگر کم شده و این را بهپای روزگار و زمانه نگذاریم. زمانه بدی نشده ما آدمهای بدی شدهایم و مهربانی را فراموش کردهایم. تولیدکننده تنها به فکر سود خود است و به فکر مصرفکننده نیست و دولت هم کاری برای مهار این تورم و گرانی افسارگسیخته نمیکند؛ بلکه در پارهای از موارد مانند خودرو آن را تشدید هم میکند تا جیب دلالهای لوازمخانگی، خودرو، مسکن، مواد غذایی هرروز پرتر و بزرگتر شود و در بیشتر مواردی که ادعا کرده هیچ مشکلی برای تهیه اجناس وجود ندارد. حتماً باید ترسید چون در روزهای گذشته هیچ اقدام مؤثری برای کاهش قیمت مرغ انجام گرفت، نه تخممرغ و نه حتی روغن؛ مشکل همچنان از سوءمدیریت در عدم توزیع درست و عادلانه است. بااینهمه بودجه سال ۱۴۰۰ هم با یارانه ۴۵۰۰۰ تومانی زمان احمدینژاد بسته شد، درحالیکه حداقل قیمت تمامی کالاهای تولید داخل رشد ۲۰۰ الی ۳۰۰ درصدی را تجربه کردند و کماکان روبه بالا هستند و بالا میروند و ما ماندهایم که کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژندۀ خود را…
اینهمه را گفتم که بگویم از هنرمندان محبوب کشورم در این روزهای سخت و طاقتفرسا که همگی در رکود و سکون اقتصادی و ترس از بیماری و مرگ روزگار میگذارنیم توقع بیشتری داریم که همراه با مردم و همگام با مسئولان و بنگاههای تبلیغاتی باشند، چون رسالتی بزرگ بر دوش آنهاست و از اظهارنظرهای سطحی و پیشپاافتادهای مثل آن بزرگواری که در زمان بالا رفتن قیمت گوشت قرمز فرمود: «مردم گوشت نخورند» بپرهیزند؛ زیرا هنرمندان ذهن بیدار و آگاه هر جامعهای هستند.
- نویسنده : افشین شیخ حسنی
- منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر
https://bozorgmehrmag.ir/?p=647
Saturday, 5 September , 2026