در طول چند سال اخیر هربار که در همین حوالی شهریور به زادگاهم سفر میکنم، همواره به خاطر فقدان مدیریت صحیح شهری، غصه زیادی میخورم و متأسف میشوم که چرا از این همه پتانسیل خدادادی در استان پهناور گیلان، هیچ استفادهای نمیشود. استان گیلان با وجود جنگلها و مراتع حاصلخیز و دریای خزر، همچنان جزو […]
در طول چند سال اخیر هربار که در همین حوالی شهریور به زادگاهم سفر میکنم، همواره به خاطر فقدان مدیریت صحیح شهری، غصه زیادی میخورم و متأسف میشوم که چرا از این همه پتانسیل خدادادی در استان پهناور گیلان، هیچ استفادهای نمیشود. استان گیلان با وجود جنگلها و مراتع حاصلخیز و دریای خزر، همچنان جزو استانهای محروم است و هنوز پس از سالها هیچ فکری برای گردشگری و توریست داخلی و خارجی آن نشده و شهرهایش بهغیراز نگین آن «لاهیجان» همه منتظر معجزه هستند. اقتصاد تکمحصولی و فصلی آن شامل چای و برنج و مرکبات، دردی از مردمان آن دوا نکرده و حتی وجود تورم در کشور، مشکل بیکاری و فقر را دامن زده است.
گرمای بیسابقه هوا در اواخر شهریور و نباریدن باران در چند ماه اخیر، شرایط جوی وحشتناکی را برای این خطه همیشه سرسبز به وجود آورده است. نداشتن درخت در سطح اکثر شهرهای استان گیلان مخصوصاً رودسر، یکی از دلایل دامنزدن به این گرمای بیسابقه بوده و متأسفانه هیچ تلاشی در طول این سالها برای بهبود شرایط جوی و تلطیف هوا صورت نگرفته است. باوجود کمبود فضای سبز و بیخیالی مسئولان استانی و شهری برای حل مشکل زیستمحیطی، بعید نیست که گیلان هم اسیر ریزگردها شود؛ این ریزگردها سالهاست میهمان هموطنان جنوب کشور شده و نفس را برای آنها تنگ کرده است. بحران جدی کمبود درخت، وجود خودروهای فرسوده و دودزا، نبود ساختار مناسب در معماری و شهرسازی، فقدان خیابان و جاده برای حجم عظیم خودروهای رنگارنگ وارداتی و وجود زباله و آشغال در سطح عظیمی از ساحل خزر، ضرورت ایجاد یک کارگروه قوی و هدفمند و جهادی و تدوین قوانین بازدارنده و اجرایی را در سطح استان مخصوصاً حاشیهنشینان مرزی شهری همچون رودسر میطلبد. گاهی دلم میخواهد این شهر زیبای خدا (اصفهان) را با انبوه مدیران شهری لایقش به همه هماستانیها و مدیران ارشد گیلان نشان بدهم که در دل کویر، ۱۳کیلومتر فضای سبز شهری ایجاد و نگهداری میشود و هرساله میلیونها توریست داخلی و خارجی از این همه زیبایی و عظمت و پاکیزگی لذت میبرند.
جا دارد به انبوهسازیهای غیرمجاز در هر شهری که در بسیاری از شهرهای استان گیلان به لطف زیرمیزیهای مجاز انجام میشود، کمی بیندیشیم؛ زیرا فردا آیندگانمان بر ما لعنت خواهند فرستاد که چرا باعثوبانی این همه بیتدبیری و کجاندیشی و کوتهفکری در مدیریت شهریمان شدهایم. مجوزهایی که برای ساخت پاساژ مجتمع تجاری و آپارتمان در خیابانهای اصلی شهر بدون کوچکترین عقبنشینی و رعایت حد قانونی ساخته میشود و گویی هیچ مرجعی نباید پاسخگو باشد و نظارت کند، حاصل چه بیتدبیری میتواند باشد؟ در این هجوم بیامان بسازبندازها، مدیریت شهری، شهردارها، نظاممهندسی شوراهای شهر و… چه نقشی ایفا میکنند؟ پاسخ و میراثمان به آیندگانمان چه میتواند باشد؟ صدها ساختمان و عمارت، پاساژ و مجتمع تجاری در این شهرها با نداشتن حتی سانتیمتری عقبنشینی و نداشتن پارکینگ ساخته میشوند، بدون حتی کوچکترین نظارتی. این چگونه مدیریتی است که برای خودروهای ساکنان و کسانی که میخواهند آنجا کسبوکاری راه بیندازند، پارکینگی طراحی نشده یا شده و در مرحلۀ اجرا از آن صرفنظر میکنند؟ این چه خیانتی است که در سطح کلانشهری این بزرگواران از خود به یادگار میگذارند؟ چرا فقط مدیران ارشد شهری نوک دماغشان را میبینند؟ چرا خودشان را با شهرهای بزرگی نظیر اصفهان و تبریز مقایسه نمیکنند؟ چرا از این طبیعت زیبا و خدادادی، این جنگلها و دریا استفاده نمیشود و از آنها و مدیرانشان الگو نمیگیرند؟
آهای مدیران! جیبهای گشادتان کی و چه زمانی پر از پول میشود؟ سالهاست بودجههای عمران و آبادانی، صرف تغییر دو میدان اصلی شهر میشود و هرسال نه هرچند سال، فقط گاهی بزرگتر و گاهی کوچکتر میشود! کمی به خودتان بیایید. تا کی میخواهید پول بیتالمال را صرف کوچک و بزرگ کردن دو میدان اصلی شهر بکنید؟ ورودی و خروجیهای شهر از همان زمان پهلوی اول دستنخورده باقی مانده و هنوز نتوانستید دو متر به عرض یک پل، که آبروی شهر است اضافه کنید تا ترافیک ایام شلوغ سال مثل عید و شهریور که خیل عظیم مسافران را شاهد هستیم، دعا به جان شمارا از زبانشان نشنویم.
هر هفته شهرداری اصفهان، یک افتتاحیه دارد که شامل پل و جاده، ورزشگاه یا فروشگاه و… است؛ بعد از آن، افتتاحیه زیر یک سال انجام میشود. شما دارید چیکار میکنید؟ چه بلایی میخواهید سر این شهر بیاورید؟ صادقانه اگر توان ندارید استعفا بدهید. نماینده محترم شهر رودسر، که برای بار دوم راهی مجلس شدهاید! آقای دکتر عباسی! شعارهای انتخاباتی شما هنوز یادمان نرفته است.
نمیدانم آیا دلتان به حال شهری که تنها سینمایش سالهاست به خاطره پیوسته، میسوزد یا نه؟ من اگر در جایگاه شما بودم …!
نه من هیچوقت جای شما نمیتوانم باشم. بگذریم… چون این قصۀ هزار غصه است؛ چون همشهریان عزیز و بزرگوارم متأسفانه روحیۀ مطالبهگری ندارند و در خواب خوش خرگوشی هستند یا درگیر مسائل روزمرگی.
بااینحال باید به حال مردمان سختکوشی که برنج را با رنج به دست میآورند، غبطه و افسوس خورد؛ زیرا حق این مردم نیست که با این همه نعمات خدادادی، همیشه هشتشان گرو نهشان باشد و مسئولان استانی و شهری با بیمسئولیتی و بیتدبیری، زندگی را بر آنها سخت کرده و باعث شوند که بسیاری از جوانان پس از دیپلم برای کسب درآمد و اشتغال راهی شهرهای بزرگ بهخصوص تهران شوند. با این حال شرح این موضوع در این مقال نمیگنجد.
اینقدر این شهر پر از مشکل سوءمدیریت است که واقعاً نمیتوان خلط مطلب نکرد. اما یادآوری این نکته ضروری است که از ماست که برماست. تا جمعیت کثیر شهروندان عزیزم نخواهند و مدیران ارشد شهری همت نکنند، این قصۀ پر غصه همچنان ادامهدار خواهد بود؛ چون این شهر مدیر کاربلد شجاع میخواهد؛ این شهر نمایندهای از جنس خود مردم و مدبر میخواهد که با سایر ارگانها و دستگاهها، هماهنگ و همدل و همجهت باشند؛ نه اینکه هرکس ساز خود را بزند و بعد هرکدام تقصیرات را از گردن خود ساقط کند.
بااینحال فردای پر از شکوه و امید، پررونق و بهتر برای مردمان لب خزر آرزومندیم و آرزو میکنم حالمان بهتر شود در این روزهایی که حال هیچکس خوب نیست و شهری بسازیم پر از عشق و آبرو و سربلندی … به امید آن روز.
- نویسنده : افشین شیخ حسنی
- منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر
https://bozorgmehrmag.ir/?p=580
Thursday, 28 May , 2026