افشین شیخ حسنی – اکنون که این مطلب را می خوانید حتماً جشنواره فیلم کودک اصفهان پایان یافته و به تاریخ پیوسته است اما با تمام کمی و کاستی های هر ساله که گویی جزو لاینفک فرهنگ ایرانی مان شده چیزهای دیگری از این جشنواره بود که نشان از شلختگی مسئولین برگزاری به خصوص معاونت […]

افشین شیخ حسنی – اکنون که این مطلب را می خوانید حتماً جشنواره فیلم کودک اصفهان پایان یافته و به تاریخ پیوسته است اما با تمام کمی و کاستی های هر ساله که گویی جزو لاینفک فرهنگ ایرانی مان شده چیزهای دیگری از این جشنواره بود که نشان از شلختگی مسئولین برگزاری به خصوص معاونت فرهنگی شهرداری را میداد که جای بسی تأسف و تأمل است که با این همه سابقه ای که اصفهان در برگزاری این جشنواره دارد چرا هنوز یک برنامه مدون و درستی چه از لحاظ اطلاع رسانی چه از لحاظ ساختاری و مهندسی فرهنگی  در آن کمتر دیده شده است؟ و فقط قسمتی از شهر درگیر این رویداد بزرگ بین المللی می شود .اما قصه ی پرغصه ی ما موضوع دیگری است و آن انتخاب خبرنگار و عکاس گزینشی برای پوشش جشنواره است که خود داستان جالبی است حدود یک ماه قبل از شروع جشنواره در سایت  ثبت نام بکنی ولی به یک باره یک روز مانده به افتتاحیه جشنواره متوجه بشوی که اسمت و کلاً رسانه ات از جشنواره به صورت کاملاً اتفاقی حذف شده است جای خنده های بی نمک را بر لبت جاری می کند؛ البته نه فقط یک نفر بلکه هر دو نفر یعنی عکاس و خبرنگار یک رسانه حذف می شوند چرایش را باید از بزرگوارانی پرسید که با زد وبند لابی گری پستی را در این میان بر عهده گرفته بودند.

وجواب درست تر اینکه  آن چیزی جزء پسرخاله و دختر خاله بازی مسئولین فرهنگی شهرداری و صد البته ستاد اجرایی جشنواره نیست و نبوده و این آپارتاید فرهنگی برای بعضی از اسم ها از جمله نگارنده چیز تازه ای نیست چون اینجانب با افتخار هیچ گاه جزو ملازمان دربار شهرداری نبوده و نیستم و مجیز هیچ مقام و مسئولی را دراین امپراطوری شهری نگفتم و نسرودم و زبانم و قلمم برخلاف بسیاری از عزیزان میرزا بنویس به مدیحه گویی و مدیحه سرایی باز نشد و ننوشت و در طول سال هایی که در مکاتب بسیاری از بزرگان عرصه ی مطبوعات کسب فیض و شاگردی می کردم هیچ گاه مدیحه ای ننوشتم که صله ای دریافت کنم و کارنامه ی ۱۵ ساله و حرفه ای ام گواه این مدعاست .

اما حذف یک خبرنگار و یا عکاس و یا رسانه که با تعمد و مهندسی شده صورت پذیرفته و خاله ریزه هایی که دچار توهم دائی جان ناپلئونی هستند و بادمجان دور قاب چین هایی که بالای سرشان لامپ ۱۰۰ روشن است و ادعای روشنفکری دارند نمی تواند ذره ای از محبوبیت رسانه هایی که جز حقیقت در این برهوت بدگمانی ارمغانی برای ذهن های روشنگر ندارند داشته باشد .

با این همه داستانهایی که هر باره در حوزه ی شهری و گاهاً رسانه ی این شهر به وفور یافت می شود و گویی پایانی براین همه بی عدالتی و فامیل بازی و رفیق بازی فرهنگی نیست و متاسفانه بسیاری از همکاران عزیز ماهم به خاطر مبلغ ناچیزی که هرماه برای رسانه شان از شهرداری می گیرند آب به آسیاب این دوستان می ریزند و بخاطر اینکه ماهیانه شان قطع نشود بیخود و بی جهت از عملکرد و بیلان نکرده شان گزارش های و خبرها منتشر می کنند و این به اصطلاح مدیران هوا برشان داشته که واقعاً این میزها ماندنی است .

به قول مولا علی (ع) مقام اگر ماندنی بود، به تو نمی رسید متأسفم که بگویم که این دوستان و همپالگی هایشان  و مافیای کوچکی را که برای خود راه انداخته اند  همواره بر حذف آدم ها و رسانه های آزادی خواه وهر ان کس که جزو دار دسته اشان نباشد تلاش بیشتری می کنند و این سریالی است که همچنان ادامه  دارد ،وهر چه می گذرد کینه توزی ودشمنی شخصی شان ابعاد گسترده تری می گیرد غافل از این که نمی دانند تاریخ مطبوعات اصفهان چه شما بخواهید چه نخواهید اسم امثال من در ان حک شده وخدا را شکر می کنم که در طول این سال ها جامه خبرنگاری بر تن کردم نه از سوی کسی سفارش شدم نه سفارشی قبول کردم بر خلاف شما که نان به نرخ روز می خورید واویزان این اداره وان اداره وروابط عمومی هستید وبخاطر چند مشت ریال بیشتر واحیانا پستی وجایگاهی  به هر کاری تن میدهید و دچار توهم خودبزرگ بینی مفرط هستید ،وهمواره در همه ی امور دنبال جدا کردن خودی وناخودی اطراف تان هستید وتبعیض جزو ذات جدانشدنی زندگی وشایسته سالاری جایگاهی در هیچ یک از ارکان شخصی وکاری تان ندارد. اما به قول خواجه شیراز دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور.

 

 

  • نویسنده : افشین شیخ حسنی
  • منبع خبر : ماهنامه بزرگمهر