✅️اصفهان؛ شهری میان قانون و سایه قانون ✍️شهرزاد فلاح وقتی تصمیم‌های محلی، آزادی‌های شهروندی را در سکوت می‌بلعند 🔹️اصفهان، نصف جهان، حالا برای نیمی از جمعیت خود به نیمه سیاه بدل شده است. در شهری که سنگ‌فرش‌هایش روزگاری گام‌های شاعران و هنرمندان را لمس می‌کرد، امروز گام‌های زنان زیر نگاه‌های امنیتی و پیامک‌های بی‌صدا، لرزان […]

✅️اصفهان؛ شهری میان قانون و سایه قانون
✍️شهرزاد فلاح
وقتی تصمیم‌های محلی، آزادی‌های شهروندی را در سکوت می‌بلعند

🔹️اصفهان، نصف جهان، حالا برای نیمی از جمعیت خود به نیمه سیاه بدل شده است. در شهری که سنگ‌فرش‌هایش روزگاری گام‌های شاعران و هنرمندان را لمس می‌کرد، امروز گام‌های زنان زیر نگاه‌های امنیتی و پیامک‌های بی‌صدا، لرزان و محدود شده‌اند. قوانینی که هیچ‌گاه تصویب نشده‌اند، اما هر روز اجرا می‌شوند؛ دستوراتی که از دهان هیچ مقامی شنیده نمی‌شوند، اما از طریق تلفن همراه، مستقیم وارد حریم شخصی بانوان می‌شوند. سؤال اینجاست: چه کسی برای زنان اصفهان تصمیم می‌گیرد، وقتی حتی قانون هم سکوت کرده است؟

 

اصفهانِ بی‌قانون یا فرا قانون؟

در فضای جمهوری اسلامی ایران که قانون اساسی بر اصل «عدم تبعیض» و «حقوق برابر شهروندی» تأکید دارد، شهر اصفهان ظاهراً از قواعدی پیروی می‌کند که نه در مجلس نوشته شده، نه در روزنامه رسمی منتشر شده، نه در دادگاه‌ها از آن دفاع می‌شود. اینجا، سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی نه در سطح ملی که در لایه‌ای مبهم از مسئولیت‌های محلی، سلیقه‌های شخصی و نگاه‌های بسته، شکل می‌گیرد.

حضور زنان در ورزشگاه‌ها هنوز جرم محسوب نمی‌شود، اما در اصفهان، ورود بانوان حتی در مقام عکاس یا خبرنگار، عملاً ممنوع شده. و تنها در بازی‌های رسمی حق ورود به ورزشگاه و زمین چمن برای عکاسی رادارند بازخواست نمی‌شوی، اما رد می‌شوی. جریمه نمی‌شوی، اما حذف می‌شوی.

وقتی قانون به موبایل تقلیل می‌یابد

در هیچ قانون مصوبی، از ارسال پیامک برای تذکر پوشش سخنی به میان نیامده. اما زنان اصفهانی به‌خوبی با جمله‌هایی مثل «تخلف حجاب شما ثبت شد» آشنا هستند.
پیامک‌هایی بی‌نام‌ونشان که بدون سند حقوقی و بدون حتی شفافیت فنی، روان بانوان را هدف می‌گیرند.

سمیه. ف، دانشجوی هنر از تجربه‌اش می‌گوید:
«انگار توی خیابان زیر ذره‌بین نامرئی‌ای هستی که نمی‌دانی کی، از کجا، با چه معیارهایی نگاهت می‌کند. بعد یک پیامک میاد و کل روزت فرو می‌ریزد. انگار مجرمی، اما دادگاهی هم نیست که از خودت دفاع کنی.»

این پیامک‌ها فقط یادآوری نیستند؛ ابزار حکمرانی غیررسمی‌اند. در جایی که حکومت مرکزی از اعلام مواضع شفاف سرباز می‌زند، نهادهای محلی با ابزارهای کنترلی، شکلی پنهان از مهندسی رفتار عمومی را پیش می‌برند و اولین قربانی آن، زنان هستند.

سیاستِ حذف با لبخند قانون

اصفهان سال‌هاست که به واسطه حضور نیروهای سیاسی خاص، به مرکز تصمیم‌گیری‌های محافظه‌کارانه بدل شده. نهادهایی باقدرت اجرایی بالا، پاسخ‌گویی پایین، و تمایل شدید به «تنظیم سبک زندگی». در چنین فضایی، آنچه اتفاق می‌افتد، فقط «کنترل اجتماعی» نیست، بلکه ایجاد ترس، تفرقه و خاموشی در بخشی از جامعه است.
و زنان، چون بدنشان میدان نبرد ایدئولوژی‌هاست، در صدر این میدان حذف قرار دارند.

دکتر نسترن کیانی، استاد جامعه‌شناسی سیاسی، معتقد است:
«وقتی دولت مرکزی در تصمیم‌گیری‌های فرهنگی عقب‌نشینی می‌کند، فضا برای سلیقه سالاری باز می‌شود. در اصفهان، آنچه می‌بینیم یک سیاست محلی نیست؛ یک ساختار موازی قدرت است که با سکوت تهران، می‌تازد.»

آن‌سوی معادله؛ زنان ایستاده‌اند

با تمام این فشارها، جامعه زنان در اصفهان منفعل نشده. پویش‌هایی برای مطالبه حق حضور در ورزشگاه، واکنش‌هایی به پیامک‌های تهدیدآمیز، و رشد رسانه‌های مستقل محلی، نشان می‌دهد که در برابر ساختارهای سایه، صدای زنان خاموش نشده؛ فقط آرام‌تر، محتاط‌تر، و عمیق‌تر شده

ماهمه در یک کشور وزیر پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی وبا یک رهبر مشترک و با یک‌زبان مشترک زندگی می‌کنیم پس همه تابع یک قانون مشترک هستیم نه به‌خاطر مساحت شهر و جغرافیای محل سکونتمان قوانین برای ما تغییر کند اصفهان سال‌هاست به حکومت خودمختار تبدیل شده و شهروندانش قربانیان دوقطبی بودن این شهر جنگ بین اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان تندرو و این خود شکاف عظیمی بین مردم ایجاد خواهد کرد.

وقتی ورود بانوان به ورزشگاه‌ها در همه شهرها آزاد شد بانوان اصفهانی ماه‌ها جنگیدن تا بتوانند از این حق کوچک خود برخوردار شوند. وقتی تمام استادیوم‌های کشور شاهد حضور بانوان عکاس در زمین‌های ورزشی بود بانوان عکاس اصفهانی پشت درب‌های ورزشگاه‌ها منتظر تصمیم‌گیری مسئولین استان ماندند
وقتی تمام کشور منتظر ابلاغ قانون حجاب هستند و مسئولین رده‌بالا خبر از جمع شدن گشت ارشاد دادن اصفهان هنوز با این پدیده مواجه است.
اصفهان می‌تواند شهر پل خواجو، سی‌وسه‌پل، و میدان نقش‌جهان باشد؛ یا شهر دوربین‌های خاموش، ورزشگاه‌های ممنوعه، و پیامک‌های بی‌صدا. انتخاب با ماست. اما تا وقتی قانون از ترس سیاست، عقب می‌نشیند و عدالت اجتماعی قربانی رضایت نهادهای قدرت می‌شود، این نصف جهان برای نیمی از جمعیتش، جهانِ ناتمام باقی می‌ماند.

  • نویسنده : شهرزاد فلاح
  • منبع خبر : bozorgmehrmag.ir