ماهنامه الکترونیکی اجتماعی فرهنگی بزرگمهر

ما ملت خوش استقبال و بد بدرقه ای داریم

فرهاد مجیدی

از فرهنگ ما ایرانی ها سخن های بسیاری به میان آمده و هرکسی راست خودش برای خودش نوشابه باز می کند و اینکه ما چنانیم و چنین و من آنم که رستم بود پهلوان و…

با تمام خوبی هایی که داریم و در بزنگاه های اجتماعی ملت همیشه در صحنه هستیم و هر زمان درحال حماسه آفرینی اما انگار نا ف مان را با بی معرفتی هر چه تمام تر سرخوش استقبالی و بد بدرقه ای بریده اند و این موضوع بیشتر در این چند سال در ورزش مانمود پیدا کرده و مصداق فراوان دارد .

اینکه با سلام و صلوات مربی برای فوتبال مان می آید و هزاران لقب به آن می دهیم اما چون از فوتبال ما یا فرهنگ ما یا مدیران ناکارآمد ما اطلاعی ندارد نتیجه نگرفته وبا کوله باری از خاطره ی بد آنها را راهی شهر و دیار خود می کنیم یا همیشه در حال کف کردن هستیم برای مرغ همسایه ای می پنداریم که غاز است ازاین روست  که اسطوره های مان را خانه نشین می کنیم و برای خارجی هایی که برای جیب مان نقشه کشیده اند فرش قرمز پهن می کنیم و چون از راه درست و کارشناسی نشده آدم به مجموعه ی مان اضافه می کنیم و جا برای دلال ها و واسطه ها باز کرده ایم ضربه اش را می خوریم نمونه اش داستان جناب ویلموتس برادر بزرگوارتان که میلیارد ها تومان ناقابل صرفاً از روی پروپاگاندایی که درزمان مدیریت حاج آقا تاج اتفاق افتاد از جیب من و شما باید پرداخت شود و در این میان ما ملت همیشه در صحنه که برای آمدن ویلموتس دست و هورا سردادیم این مبلغ را با یخ و ترشی و ماست ، زیتون و نون اضافه پرداخت خواهیم کرد و به نظر نگارنده دادگاهی که در آینده برای همین موضوع تشکیل خواهد شد بی نتیجه برای کشورمان خواهد بود و ما چوب اینکه هیچ کس سر جای خودش نیست را می خوریم و چنین داستانی هایی در مملکت ما تازگی ندارد و جالب تر اینکه همه ی مان دنبال مقصر می گردیم در صورتیکه ما به چنین مدیران نا کارآمد و نالایقی مشروعیت می دهیم در حالیکه بیشتر پیشکسوتان مان در خانه های شان با افسردگی به علت بی توجهی دست و پنجه نرم می کنند چون خود کرده ایم و ما را تدبیری نیست .

اما قصه ی ما از باشگاهی است که ظاهراً زیر نظر وزارت محترم ورزش اداره می شود و بی کفایتی مسئو لین رده بالای ورزشی کاردست باشگاه و هوادارانش داده پرداختن به موضوع استراماچونی بیش از پیش کشدار شده که همه حتی ننه جان خدا بیامرزم هم از آن با خبر است مربی ای  که با کار شکنی مسئولین باشگاه و قرارداد ترکمنچای دیگری که با اوهم مثل ویلمتوس جیز جیگر زده منعقد شده بود که کار را به فیفا کشانید و… در این میان دستیارش که اسطوره باشگاه استقلال نیر بود در بدترین شرایط ممکن ریسک کرد و تیم را جمع وجور کرد درحالیکه هفته ها باشگاه نه مدیر عامل داشت و نه کادر فنی بااینحال از اعتبارش مایه گذاشت و از دانشی که سال ها از استادانی چون زنده یاد ناصرخان حجازی فراگرفته بود کمک گرفت وانصافاً تیم خوبی را راهی میدان کرد که حاصلش دو نائب قهرمانی در کشور را به اردوی آبی ها هدیه کرد. بحث ما تحلیل فنی کادر فنی نیست ونبوده اما فرهادمجیدی با تمام سختی های یک فصل یک تیم بدون مدیر عامل و از هم پاشیده را بعد از رفتن استراماچونی تحویل گرفت و تیمی منسجم راراهی میدان کرد که  حرفی برای گفتن چون گذشته داشت و حالا راهی میدان آسیایی می شود تا ستاره ای دیگر را برای پسران آبی وخیل عظیم هواداران میلیونی اش به یادگار بیاورد منظور نگارنده از یادآوری چنین موضوعی یادآوری این مهم بود که بیایید یکبار هم شده طلبکار نباشیم و روحیه و فرهنگ شکرگزاری و تشکر را ما در بین خودمان رواج دهیم .

واقعاً ما را چه شده ؟ که اسطوره های مان را به سادگی می سوزانیم با حرکات نابخردانه و بچه گانه و ناسپاسی  مفرط زحمات و تلاش شان را نادیده می گیریم و یادمان می رود که آنها چه جایگاهی دارند امسال فرهاد مجیدی در همه ممالک غربی وشرقی هم وجود دارند اما انها مثل مردم ما نیستند وقدر داشته های شان را میدانند وهیچگاه نگاه شخصی به منافع یک باشگاه  تک وجهی نگاه نمی کنندباید به هر کسی که برای باشگاه بزرگ استقلال زحمت کشیده در کمال ادب واخلاق احترام گذاشت فارق از هر نتیجه ای که گرفته واین بی اخلاقی وتوهین به اصطلاح هوادار معلوم الحال را هم همه ی هواداران واقعی استقلال باید محکوم کرد  و متاسفم که بگویم یکدیگر را می آزاریم بدون آنکه بدانیم که آیند گان مان از ما می آموزند و این سندروم نداشتن حافظه تاریخی بدجوری این سال ها گریبانگیر مان شده و باید گفت برای این که همیشه از همه کس طلبکاریم وعملاً خودمان همه هیچ کاری انجام نمی دهیم متاسفیم و بارها گفته ام که ملتی که حافظه تاریخی نداشته باشد محکوم به تکرار آن است .

خروج از نسخه موبایل