ماهنامه الکترونیکی اجتماعی فرهنگی بزرگمهر

علاقه‌ای به دیده‌شدن ندارم

پگاه آهنگرانی

پگاه آهنگرانی:

مرسده محمدی – سی‌ودو سال را تمام کرده، اما صورتش به قول ما سینمایی‌ها هنوز «بی‌بی‌فیس» است. نمی‌توانم بگویم چندساله به نظر می‌رسد، اما خیلی جوان‌تر از سنش نشان می‌دهد؛ ضمن اینکه لبخند و نشاط همیشگی‌اش باعث می‌شود جوان‌تر هم به نظر برسد. در حاشیه نشست نقد و بررسی پنجمین فیلم مستندش به نام «مردان ارباب جمشید» که درباره هنروران قدیمی سینمای ایران بود، در اصفهان با او به گپی مختصر و دوستانه نشستم، شاید من و خوانندگانم را در گوشه‌ای از دنیای جذاب و پر از هیجان زندگی‌اش شریک کند. باآنکه خسته از رانندگی چندساعته بین تهران و اصفهان بود و جلسه نقد فیلمش را هم با صبر و حوصله پشت سر گذاشته بود، اما با رویی باز مرا پذیرفت.

نه، فکر نمی‌کنم. الان هرکس بخواهد بگوید بازیگران نسل تو، از ما سه نفر نام می‌برد. شاید این‌طور به نظر برسد، چون تمرکز من کاملاً روی بازیگری نیست و دغدغه‌ام هم نیست. من خیلی دوست ندارم دیده شوم، درصورتی‌که یکی از چیزهایی که بازیگران همیشه به دنبال آن هستند دیده‌شدن است. بیشترشان اینستاگرام دارند، اهل گزارش مرتب از خودشان هستند اما من نه. علاقه‌ای به دیده‌شدن ندارم. شاید دغدغه‌ام درباره فیلم‌سازی یا موسیقی بیشتر از بازیگری باشد.

جالب است، من خودم به این موضوع فکر نکرده بودم. راست می‌گویید! خب این البته به این دلیل است که من با محیط سینما آشناتر از هر چیز دیگری هستم. من در این محیط بزرگ‌ شده‌ام و از بچگی اطرافم از آدم‌های سینمایی و سینما بوده است. این به دلیل شناخت بهتر من از موضوع سینماست و فکر کنم هرکسی درباره هر چیزی که بیشتر می‌شناسد و از آن اطلاعات دارد، فیلم بهتری می‌سازد. ربطی هم به مادرم ندارد؛ چون به نظرم او بیشتر تهیه‌کننده است تا کارگردان.

 

چه کسی گفته موفقیت یعنی اینکه یک کار بکنی و همان را هم خوب انجام بدهی؟! این یک انتخاب است که شما چه کاری بکنید و هرکسی آزاد است که این انتخاب را داشته باشد. چرا وقتی من فیلم‌سازی را دوست دارم، نباید فیلم بسازم و اصلاً چرا نباید شاخه‌های مختلف را تجربه کنم؟ من از مرحوم کیارستمی خیلی خوشم می‌آمد به خاطر اینکه شعر می‌گفت، فیلم می‌ساخت درزمینۀ اپرا فعالیت می‌کرد و… همه می‌گفتند برو فیلمت را بساز؛ اما او هر کاری را دوست داشت انجام می‌داد. به نظرم به بقیه ربطی ندارد، هرکسی موفقیت را یک‌طور معنا می‌کند. من غیرازاین کارهایی که گفتید، خیلی کارهای دیگر هم می‌کنم. مثلاً من با آقای سجاد افشاریان دو سال پیش یک کافه تأسیس کردیم، یک خانۀ قدیمی را به هم زدیم و کافه‌اش کردیم که یکی از مهم‌ترین مؤسسات چندمنظوره تهران است. به نظرم نباید برای خودمان و موفقیتمان هی چهارچوب و تعریف بچینیم باید به کاری که دوست داریم و با آن حالمان خوب است، بپردازیم تا موفق شویم؛ موفقیت چهارچوب خاصی ندارد.

همیشه دلم می‌خواست چنین جایی را داشته باشم. مجوز یک مؤسسه چندمنظوره را گرفتم، البته نه خیلی راحت ولی گرفتم؛ بعد هم یک خانه قدیمی را تبدیل به یک کافه کردیم. اسمش «کافه آپارتمان» است و در خیابان ایرانشهر تهران قرار دارد. جایی است که می‌توان در آن کنسرت گذاشت، گالری آثار هنری دارد و فیلم هم نمایش می‌دهیم. در کنارش هم می‌توان قهوه خورد و حرف زد و کلی کیف کرد.

خب هر کس جایزه گرفتن را دوست دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید جایزه گرفتن خوب نیست همه جایزه را دوست دارند. بدون رودربایستی پولی هم که برای سیمرغ بلورین می‌دهند، خوب است و چون ناگهانی داده‌شده لذت‌بخش‌تر هم می‌شود، به نظرم تمام آن اتفاق خجسته‌ای است. (می‌خندد)

تیتر: قصد ازدواج ندارم

از بازیگری خوشم نمی‌آید

ازدواج؟ فعلاً قصدی برای ازدواج ندارم.

آهان این را می‌گویید، این انگشتر برای انگشت بعدی‌ام تنگ است و مجبور شدم آن را در این انگشت بیندازم. پارسال موقع جشنواره هم وقتی با آقای مصطفی زمانی برای دیدن فیلم رفته بودیم، همه شایع کردند پگاه آهنگرانی با مصطفی زمانی ازدواج کرد و… خب طبیعی هم هست کسی که بازیگر است خبرنگارها و مردم به کوچک‌ترین ریزه‌کاری‌هایش دقت می‌کنند.

خیلی از بازیگری خوشم نمی‌آید؛ چون من آدم خیلی چهارچوب‌داری نیستم. بازیگرها حواسشان هست چه بپوشند، چه آرایشی بکنند و همه‌اش در حال مصاحبه و عکس‌گرفتن و اشتراک در اینستاگرام هستند. می‌خواهند قیافه‌شان درست باشد ولی من این‌طور نیستم. شما وقتی بازیگر باشی، مرتب در حال قضاوت‌شدن هستی و این موقعیت بدی است که همه به خودشان حق بدهند راجع به تو نظر دهند. به نظرم بچه‌های بازیگر از این نظر اذیت می‌شوند؛ هرچند شهرت نکته‌های مثبتی هم دارد. اینکه می‌گویم همه نظر می‌دهند و به خودشان اجازه می‌دهند هر قضاوتی بکنند، نمونه‌اش اینکه من در نمایش فیلم «تیک آف» یک مانتو و شلوار ساده و گشاد پوشیدم. بعد همه گفتند حالا می‌خواهد بگوید خیلی هیپی است! خب این از نظر من بد است مثلاً شما یک عکس می‌گذاری کلی نقد می‌کنند، نصف کامنت‌ها فحش است، این جنبه است که من خیلی دوستش ندارم.

بله، من واقعاً زندگی سالمی دارم. ورزش می‌کنم، غذاهای سالم می‌خورم. زود می‌خوابم و سعی‌ام این است که زندگی سالمی داشته باشم.

ریسک دارد. من آدم‌هایی را دیدم که خیلی تلاش کردند؛ آمده‌اند و زحمت کشیده‌اند اما نرسیده‌اند. ببینید بازیگرشدن هیچ حساب‌وکتاب ریاضی‌ای ندارد و هیچ منعی هم نمی‌توان کرد، پس این کاملاً یک انتخاب شخصی است. باید ببینید حاضرید همه‌چیزتان را بگذارید وسط و شاید هم به چیزی که خواستید نرسید. برای همین نمی‌توانم حکمی صادر کنم.

نه، همه چیز که پارتی‌بازی نیست. مگر ترانه علیدوستی پارتی داشت؟! خیلی‌ها بدون پارتی‌بازی وارد سینما می‌شوند و به جاهای خوبی هم می‌رسند.

بازیگری چیزی است که اکتسابی نیست. یک جذابیتی باید وجود داشته باشد. شاید آن چیزی که حتی یک آدم بی‌سواد آن را دارد، یک فرد تحصیل‌کرده آن را نداشته باشد. این همان چیزی است که باعث می‌شود یک نفر بازیگر خوبی بشود و دیگری نه. مثلاً من خودم وقتی نازنین بیاتی را سر فیلم دربند دیدم، گفتم این خیلی خوب است. چهره‌ای با یک نگاه خاص. این همان آن است، حالا اینکه طرف بیاید و چه بشود را نمی‌دانم اما استعداد اولیه را دارد.

در حال حاضر نه، اما احتمالاً فیلم داستانی هم می‌سازم و به دلیل علاقه زیادم به سینمای مستند، حتماً هم فیلمم ته‌رنگی از مستند خواهد داشت.

فعلاً در زمینه موسیقی هیچ فعالیتی ندارم. ساز اصلی‌ام ویولونسل است، اما قصد دارم دوباره فعالیت‌های موسیقی‌ام را هم شروع کنم.

من اگر بخواهم فیلم‌ساز شوم، همۀ این‌ها به من کمک می‌کند. من به‌اندازۀ یک بازیگر حرفه‌ای بازیگری بلدم، سلیقه موسیقی دارم که این از انتخاب موزیک‌متن فیلم‌های مستندم کاملاً مشخص است و تدوین و مستندسازی هم بلدم که شناخت همۀ این‌ها باعث می‌شود اگر زمانی بخواهم یک فیلم داستانی سینمایی یا هر فیلمی بسازم، بهتر کار کنم و شناخت و دید بهتری داشته باشم و این‌ها به من کمک می‌کند.

من این شهر را خیلی دوست دارم. راستش اصفهان همیشه برای من یادآور خاطرات خوش است. من اولین جایزه بازیگری‌ام را در جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان گرفتم، همین‌طور اولین جایزه مستندسازی‌ام را در جشنواره مستند اصفهان که به همت مرحوم زاون قوکاسیان، منتقد سینما برگزار شده بود گرفتم. پس اصفهان همیشه برایم دوست‌داشتنی است.

نه، ممنونم.

خروج از نسخه موبایل