با نزدیک شدن به سال جدید طبق معمول عادت هر ساله عده ای با وجود انتشار سریع ویروس جهش یافته انگلیسی راهی بازار و خیابان می شوند تاهم مایحتاج روزانه خود را تهیه کنند و هم برای سال جدید البسه ی نو حداقل برای فرزندان خود تهیه کنند که متاسفانه با وجود قیمت های کاذب و بالا بسیاری را توانای خرید و هیچ لباسی نیست و پدرانی که شرمنده زن و بچه شان می شوندودست از پا دراز تر راهی خانه های شان می شوند .
در این میان فروشگاه های زنجیره ای که هر روز مثل قارچ با عناوین مختلف در حال تکثیر شدن هستند بیکار ننشسته اند و با پیامک و حتی درپاره ای از موارد بعضی ها شان با تماس تلفنی مشتری های شان را برای خرید شب عید و روزانه شان ترغیب می کنند اما نکته بسیار جالبی که در بسیاری از این فروشگاه ها به چشم می خورد فروش روغن همچنان براساس زمانی است که محتکران گرامی آنرا در انبارهایشان احتکار می کردند و این مهم با وجود قفسه های خالی فقط با ارائه کارت ملی و به تعداد یک عدد به فروش می رسد …
این در حالی است که ماه ها از تب نبود روغن گذشته و همکاران گرامی صداو سیما بارها از کارخانه های روغن گیری گزارش تهیه کرده و تاکید کرده اند که هیچ مشکلی بابت تولید آن ندارند و حتی بعضی ها شان سه شیفته کار می کنند .
پس کجای کار می لنگد ؟
محتکران ؟ توزیع نامناسب ؟ عدم نظارت ؟ سود جویی و زیاده خواهی ؟
به نظر نگارنده همه ی این مواردی که ذکر شد می تواند باشد اما نقش دستگاه های نظارتی و دولت در این میان چه می شود ؟ سیستم کوپنی که مال دهه ی ۶۰ بود بد جور این روزها دارد به شکل های دیگه ای نقش بازی می کند ، و متاسفانه مردم ما که خود نیز مصرف کننده هستند خودشان به این نابسامانی دامن می زنند و با صف بستن و هجوم برای خرید کالاهایی که الزامی به خرید چندتایی شان نیست هم حق بقیه را ضایع می کنند و هم باعث سود بیشتر آن دلال و محتکر می شوند باعث تاسف است که اگر بگوییم که این داستان برای کلیه ارزاق عمومی مثل گوشت و مرغ ، تخم مرغ ، گوشت قرمز و … همواره در حال تکرار است و دراین مدار تکراری کسی را یارای قطع آن نبوده و نیست چرایش را شاید غیر از دولت محترم کسی دیگری نداند چون هر روز وزرای محترم یک مصاحبه ای می کنند اما در حرف مثلاً اعلام شده که برای فروش ارزاق عمومی نباید از مردم تقاضای ارائه کارت ملی کرد اما درعمل چنین اتفاقی نمی افتد و ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم ولی حداقل همسایگان حوزه ی خلیج فارس مان شهروندانش در بالاترین کیفیت معیشتی زندگی می کنند در حالیکه یک سوم منابع و ذخایر ما را ندارند و اصلاً و عملاً هیچ چیزی غیر از نفت تولید نمی کنند ولی ما درگیر خیارو پرتغال ۲۵ هزار تومانی ، موز ۶۰ هزار تومانی و فقدان روغن و مرغ و تخم مرغ هستیم متاسفانه .
اشکال کاردرکجاست ؟ یک بخش مهم آن به خودمان بر می گردد به خودمانی که خیلی محترمانه دست در جیب دیگری می کنیم و آن دیگری دست درجیب آن دیگری دیگر… و یک بخش دیگر به سیستم مدیریت در سطح کلان بر می گردد که هنوز اصول اولیه مدیریت را ندانسته کرسی های بزرگ را اشغال کرده اند و بعضی ها عجیب این صندلی و میزها برای شان بزرگ است و مثل انرژی می مانند که از حالتی به حالت دیگر در می آیند و از پستی که کم درآن گند نزده اند راهی پُست های مهم تر و اساسی تر می شوند و گویی در کشور ۸۵ میلیونی دچار قحط الرجال شده باشیم و…بیاید در این روزهای آخرسال که راهی قرن جدیدی هم خواهیم شد هوای دل همدیگر را داشته باشیم حالا که یارانه های اقشار آسیب پذیر جامعه سال هاست در همان رقم اولیه در جا زده اما اقلام خوراکی و ارزاق عمومی صد برابر رشد کرده خودمان هوای هم وطن ، همشهری و… خودمان را داشته باشیم حالا که ویروس کرونا خیلی ها را بیکار کرده و خیلی ها را خانه نشین و بسیاری را عزا دار و اقتصاد بیمار ما حالش روبه وخامت رفته … حالا که گوش هیچ مسئولی بدهکار معشیت و روزهای سخت مردم این دیار نیست خودمان به یکدیگر رحم کنیم حالا که شرکت های تولید کننده درهمه ی صنوف شمشیر را از رو بسته اند و هر هفته محصولات شان را با قیمت های جدیدی روانه بازار می کنند و دولت در این میان فقط نظاره گر و کاری نمی کند خودمان با مدیریت در خرید این روزهای سخت را کمی قابل تحمل تر کنیم
امید دارم سالی که در پیش رو داریم پایانی باشد برای همه ی این دغدغه های کوچک ….
